من چند روزیه این موضوع پیش اومده و بابام گفت که مامانم زنگ بزنه بگه نیان
مامانم میگه باید بری نمیدونم از فردا خبر نداریم و.... میمونی و سنت زیاده بدبختی اینه اکثر خواستگارام یه ۱۰ سال ازمن بزرگترن من فقط ۲۰ سالمه
این پسره ۳۴ سالشه قیافه معمولی پایین و وضع خیلی معمولی خونه هم نداره و ماشین پراید ومغازه هم باباش براش خریده یه پسر که تو ۳۴ سالگی نتونسته خودشو بکشه بالا با این وضعیت اقتصادی چطوری میتونه
هرچقدر به مامانم میگم نمیفهمه میگم از ظاهرش خوشم نیومده اختلاف سنی زیاد الان مشکل ایجاد نکنه ۱۰ ساله دیگه این آقا میشه ۴۴ من تازه ۳۰ سالم میشه من هنوز جونم میخوام تفریح کنم این آقا میخواد استراحت کنه بیشتر یا اختلالات دیکه ای که ممکنه براش پیش بیاد
من باید به چه دلیل باید ازدواج کنم چون میگن خوبه کسی از باطن کسی خبر داره چطوریه مگه من کنکور دارم ولی به خدا خسته شدم از این وضعیت هیچ گونه حمایتی نمیشه ازم شما درنظر بگیر هر روز این حرفهامو زده بشه