خدا یا جون منو بگیره یا این دخترو درست کنه.۸سالشه وقتی با تلفن یا کسی حرف میزنم میپره ب سروکولم هی حرف میزنه هی سوال میپرسه هی صدام میزنه.۴روزه خودمو کنترل میکنم میگم دعواش نکنم نزنمش دیگه ب ستوه اومدم.هرشب با ملایمت باهاش حرف میزنم میگم این رفتارت درست نیست.امروزم داشت بازی میکرد تلفنم زنگ خورد تا من شروع کردم ب حرف زدن اومد پرید دو شکمم کنارش زدم باز اومد رو پاهام.منم پریودم دلدردو کمردرد شدید.باز کنارش زدم ی سیلی محکم زد رو بازوم رد انگشتاش موند منم تلفنو قطع کردم تا میخورد زدمش.جنون بهم دست داده بود اگه مامانم نبود میکشتمش
قابل توجه اون عده ای ک الان میان میگن روانی و فلان باید بگم ک انقدرررر صبوری کردم و هیچی نگفتم تا یهو فوران کردم
میخواستم برم دوش بگیرم بعدش ببرمش شهربازی ولی ااان اون ی گوشه دراز کشیده منم ی گوشه.یک روز آرامش ندارم من.انقدر زدم تو سر صورت خودم همه جام درد گرفته