میرم قهر دیگ خستم خونه جدا نداریم
میگ خونه بابام هست اونجا میمونیم
ما الان خونه مادرشوهریم
با صلای من زمین خرید ک بسازه(تو روستاییم اینجا خونه اجاره ای نیست باید بسازیم) گفت درست میکنم
الانم زده زیرش میگ نه نمیسازم
امروز صبح سر صبحانه مادرشوهرم پیش من ب شوهرم گفت یادته کیسه کیسه وسایل برای دخترای دانشگاه میبردی و...( شوهرم قبلش بهش تیکه انداخت مادرشوهرمم اینجوری گفت) منم با بغض اومدم آشپزخونه
نتونستم چیزی بگم
شوهرمم ب مادرش گفت خب چیکار کنم دانشگاه بود دیگ چیکار میکردم با خنده گفت
شوهرمم هر هر خندید اصلا عین خیالش نبود پیش من گفته یا من بغض کردم
بعد صبحونه شوهرم دیگ با من چپ حرف زد
همش عصبی بود برام
انگاز من گفتم برینم دهنتون ک اینجوری میکرد
بعد دیگ گفتم بریم وقت کاشت ناخن دارم
گفت نه انقدر بهت رو دادم ک الان اینجوری ناز نازی شدی گفت یکم کم رو بدم ک توام ادم شی
ینی بازم من مقصر شدم!!!!!!
مادرش گفت اون حرفارو الان بجای اینکه به مادرش هشدار بده خاک برسر با من لج شده
گفتم تا نصف شب میری هرزگی الانم اینجوری میکنی؟ (تا دوازده شب فوتباله منم از لجم اونجوری گفتم)
میخام برم قهر برم یا خونمو جدا از مادرش کنه یا کلا طلاق بگیرم
فقط دوتا بچه هام برام مشکل شده ک هزاررررر درصد بهم نمیده