چند وقته دستش خالی بود بخاطر همبن خیلی بد اخلاق شده بود،برا خرج دکتر و اینامم خودم باید پول میدادم
سر خرید ی پیاز بحث بود هر شب من اشکم سرازیر بود
آخرش گفت انگشتر یادگاری مادربزرگتو بده بفروشیم،منم دادم ۲۷ تومن فروختیم
حالا از دیشب دارم بهش میگم من میخام مو به موی خرجامونو یادداشت کنم،تا یک ریال اینور اونور نشه
همش میگ تو چه گدایی هستی نمیخاد بنویسی،و داره منصرف میکنه منو
خرید کرده بود هرچی میگم چند شد میخام بنویسن میگ یادم نیس
آخرشم دعوا کرد،حس میکنم دو روز دیگ میاد میگه پول تموم شد ومنم نمیدونم چیشد حتی
چجوری بفهمم پولا داره کجا میره یا حداقل یکمشو بگیرم دست خودم،چجوری ب چه روشی