سلام دوستان خواهر بزرگترم ۳۸ سالشه ۲ سالی میشه جدا شده سه تا بچه داره بچه هاش بزرگن و شوهرش خیلی بی لیاقت بود سرکار نمیرفت خواهرم خودش سر و سامون داد دیگه تحمل نکرد بعد بیست سال جدا شد الان دختر بزرگش ۱۸ سالشه بعد الان بدون اینکه خونواده کسی بدونه با یه آقایی که ۵ سال ازش کوچیکتره ازدواج کرده صیغه ۹۹ ساله داداشم و مامان هیچکی نمیدونه بعد طرف یه شغل معمولی و خونه و ماشین داره اما خواهرم خودش دو تا خونه داره و دو تا ماشین نیاز ب مال و اموال نداره ولی خب الان به من فقط گفته این موضوع رو واقعا راز بزرگیه موندم چ کنم به مامان بگم نگم بفهمه مامانم داغون میشه وای برادرم بفهمه اوه اوه ... شر میشه گفتم چرا مخفیانه آخه گفت الان دو ساله جدا شدم یه کدوم از برادرا خبرمو نگرفتن حالا میخان چیکار کنن مکه فضول منن شوهر سابقش فهمیده تهدیدش کرده که دوتاتونو ال میکنم بل میکنم و .... هعی خواستم به شوهرم بگم باز نگفتم ب خواهرم گفتم دختر بزرگ داری تو خونه باهاش قید کردی نیاد گفت آره قرارمون اینه تا دخترا هستن حق نداره بیاد خونه و.... موندم بخدا چ کنم با کی در میون بزارم بعدا بفهمن من در جریان بودم و نگفتم چی ..... موندم بگم کارت درست بود بگم اشتباه کردی باید وایمیستادی اخه با سه ماه شناخت نباید ازدواج میکرد دختر ۱۸ ساله که نیست باید یکم صبر میکرد شناختو بیشتر میکرد نمیدونم والا
اینکه صیغه کرده اونم وقتی سه ماه طرف رو میشناخت واقعا کارش ریسک بزرگی بوده اونم وقتی دختر 18 ساله داره، از طرفی هم حق زندگی داره اما ای کاش درست تصمیم بگیره نه با صیغه و سه ماه آشنایی..
یکسال پیش هیچ امیدی نداشتم، همه روش ها رو امتحان کردم تا اینکه بعد از کلی درد کشیدن از طریق ویزیت آنلاین و *کاملاً رایگان* با تیم دکتر گلشنی آشنا شدم. خودم قوزپشتی و کمردرد داشتم و دختر بزرگم پای پرانتزی و کف پای صاف داشت که همه شون کاملاً آنلاین با کمک متخصص برطرف شد.
اگر خودتون یا اطرافیانتون دردهایی در زانو، گردن یا کمر دارید یاحتی ناهنجاری هایی مثل گودی کمر و پای ضربدری دارید قبل از هر کاری با زدن روی این لینک یه نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص دریافت کنید .
از طرف اون آقا هم پنهونکاری هست؟یعنی از خانوادش مخفی کرده؟
از آدمی ک تجربه یه زندگی داشته بعیده
من افتادم توی یه چاهِ پنج متری و تو،،،یه طناب سه متری برام انداختی پایین....بگم نیستی، دروغ گفتم...بگم هستی، خیلی کمه): برایت نوشته بودم که از وضع موجود به ستوه آمدهام و در فکر نجات دادن خود هستم؛ زمان زیادی گذشت، اما حقیقت این است که مفهوم «نجات» حتی نزدیک هم نشد به این امپراطوری خاکستر و ویرانی. یاد اون بچه میفتم که تو مدرسه رو کیفش نوشتن `خر` ...با غم و اندوه و بغض اومده خونه.. مامانش گفته عب نداره کیفت رو برات با صابون تمیز میکنیم..گفته کیف رو ول کن من خرم؟؟من که اینقدر با همه مهربونم): حکایت مواجهه من با آدمهاییه که یهو ازشون عجیبترین بیمهریها رو میبینم...
توروخدا به هیچ کس نگو که بعدا همه کاره کوزه ها سرت می شکنه
بیچاره دخترکی خواهرت میدونم اگه بفهمن چه حالی میشن منم این روزا رو گذراندم مادر منم با ۵۵ سال سن خودشو تو پیج همسریابی اینستاگرام آگهی کرده و صیغه ی یه نفر شده ابرو برامون نمونده نقل محافلیم
منم داداشم چند سال پیش پنهونی ازدواج کرد فقط من میدونستم بعد از دوسال هم همه فهمیدن و کلی حرف بارم کردن که چرا نگفتی و اینا ولی خب بعدش طلاق گرفتن منم از این رازداری اصلا پشیمون نیستم
رازدار باش جز تو کسی رو نداره
از سرزنش دوست تا مضحکه دشمن /تاوان تو را میدهم هر روز/ آرزوهام همیشه آرزو موندن