اومده عیددیدنی
ما تعارفی هم نکردیم خودش گفت شام میمونم به شرط اینکه فلانی(من)برام غذا قیمه بپزه، گفتم من بلد نیستم ، نمیتونم
اونم گفت خاک تو سرت کنن همسایمون دوتا بچه ۱۱ سال و ۷ ساله داره مادر و پدر هردو سرکار ، خودشون برا خودشون غذا درست میکنن اونوقت تو قد مادربزرگ خدابیامرزم سن داری هنوز بلد نیستی یه غذای ساده درست کنی.گفتم خاله جون غذا تو هر شرایطی بلاخره یاد میگیرم دیر نمیشه الان کنکورم مهمه ، اونم گفت اره اره بِتُرش ترشیده هیچکس نمیگیرتت مگر اینکه دیوونه باشه بیاد سمتت پسر مردمو از گشنگی میکشی..گفتم خاله چرا اینطوری میکنی مگه من چندسالمه خودت ۲۴ سالت بوده تازه ازدواج کردی تازه تو زمان شما دختر بالای ۲۰ ترشیده محسوب میشده ، خودتم ترشیده بودی پس. اونم گفت من فرق میکنم اما تو توی توهم و رویا و خیال هستی😐💔
بنظرتون من مقصرم؟؟؟؟ هرچی دلش خواست بهم گفت ، بعدم پشتشو کرد.. قهره مثلا ، منم اومدم تو اتاق😑