همه سردنهمسرم سرد و آزارگر روحیهیچوقت تولدم یا مناسبتی براش مهم نیستتو بیماری نمیاد اصلا بچه چطوریکل ...
اول اینکه متاسفم بابت شرایطی که توش هستی
کمی شبیهیم
تجربه شخصی خودم رو اکه بخوام برات تعریف کنم خلاصه ش اینکه باید نقش بازی کنی و هی از کوتاهی های دیگران بگذری و خودتو بی تفاوت نشون بدی دیگه قلبا از کسی توقع نداشته باشی بشدت اهل نوشتن باشی درد و دلات رو بنویسی مخاطبت فقط خدا باشه رابطت رو با خدا بهتر کن نه حتما با نماز روزه هرجور که میپسندی من با مهربونی در حق بقیه خیلی اروم میشم می بینم یکی در حقم دعای خیر میکنه انگار رو ابرام انگار این انرژی از طرف خداست در نهایت وقتی همه تلاشتو میکنی تا تو چشم خدا باشی انگاری ازونورم دیگه برات مهم نیست بقیه بهت بدی میکنن یا خوبی اتفاقا کارای اونا برات خنده دار و مسخره بنظر میاد که اونا دیگه کین ! چقدر از اون منبع انرژیه دور شدن که دلشون میاد یکی از مخلوقات خدا رو اینطور اذیت کنن همینکه شبیهشون نیستی بهت ارامش میده و به این فکر کنی همه احساساتت چه خوب چه بد گذراست
اول اینکه متاسفم بابت شرایطی که توش هستی کمی شبیهیم تجربه شخصی خودم رو اکه بخوام برات تعریف کنم خلاص ...
میدونی چیزایی که گفتی خیلی عالی و منطقیه ولی من تا یکسال پیشم همیجوری بودم که گفتید ولی یهو خالی کردم از اونم عبور کردم به یه پوچی بزرگتر رسیدم حالم خیلی بده
هر کیو دورم میبینم بالاخره از یه جایی تغذیه میشه ولی من خالی خالیم واقعا وجودم برای هیچکس اهمیت نداره یعنی هیچ جای زندگی کسی نیستم، بچه هامم بهم محتاجن وگرنه