خوابم نمیبره
زنگ زده سرکارم شیفتم
خونه نیومده
که منو نبره ۱۳ بدر چون گفتم نمیخوام با خواهرو مادرش که جگرمو سوزوندن برن بیرون ...البته نگفت بریم با اونا از قبل نیدونه من نمیام . کم بلا سرم نیاوردن ...
حالا منی که بابا ندارم شوهرم کل عیدو تو خونه حبسم مرده نه جایی برده نه جز دوسه نفر دوستام کسی اومده.
حالا هم بهونه کرد سر کاره .
خیلی دلم برا ۱۳بدرای بی منت بابام تنگ شد...