رابطه من با خانواده شوهرم خیلی خوب بود ولی الان یه طرفه شده من مثل قبل رفتار میکنم ولی اونا خیلی سر سنگین شدن
دلیلشم اینه که یه مدت من باجاریم صمیمی شده بودم اون خیلی بد خانواده شوهرم رو میگفت خیلی ها یعنی از تک تکشون میگفت و من فقط گوش میکردم فقط یه سری حالت درد و دل منم یه چیزایی رو خیلی کمرنگ از گفته های جاری تایید کردم و گفتم این جارو درست میگی و منم حرفت رو قبول دارم تا این که پارسال سر یه ماجرایی که جاریم کامل مقصربود با هم بحثمون شد و باهم قهر کردیم. اتفاقا من خیلی از قهر با جاری راضی بودم چون از ارتباط باهاش خیلی حس بد میگرفتم مدام از بقیه غیبت میکرد طوری که اعصابت به هم میریخت.
بعد قهرمون رفته پیش خانواده شوهرم کلی حرف از زبون من گفته حتی پیش جاریای دیگه هم گفته ولی من تا حالا هیچ کدوم از حرفاش رو نگفتم. متاسفانه همین باعث شده تمام خانواده شوهر و جاری هام با من بد بشن.... حالا من چکار کنم همچنان سکوت کنم یا حرفاش رو سر فرصت بگم؟ چون میترسم حرفای خودش رو از زبون من گفته باشه..