چند روز پیش صدای زنش را از پشت تلفن شنیدم، گوشی را داد زنش ک جوابمو بده بفهمم زن گرفته.
آن لحظه مردم، بعدش شاید دو ساعتی فقطططط زجه زدم.
فردا هم عقدشه.
فعلا عقد موقت بودن قراره فردا دائم بشود.
ولی خدا رو شکر زود خودمو جمع و جور کردم.
اینم بگم چون تا حالا ۳ بار کات کرده بودیم و باز برگشته بودیم با هم.
اشک هامو دفعه های قبل حسابی ریخته بود.
بخاطر این الان آرومترم.
رفتنی باید برود.
خلایق هر چه لایق.
لیاقت منو نداشت.
عوضی بود و چقدر حیف ک دور فهمیدم.
۸ سال عمر نازنینم ب پاش گذاشتم.
الان درگیر خودمم، خیلی پشیمونم.
خیلیییی زیاد...