من یه پسره بود خیلی منو دوست داشت دریانورد بود...
همین که میگی چند ماه رو آب...
همون روزای اول آشنایی بود میگفت که اره من یهو میبینی چندین ماه رو آبم تو اقیانوسم و...تو باید خیلی صبور باشی
نمیفهمیدم معنای حرفشو گفتم تو خودت باید صبور باشی من پام رو زمینه تو وسط آب و هوایی...
تا اینکه گفت میخوام برم سر کار و خدافظ معل م نیست کی بیام اومدم خبرت میکنم...
و تو فراموشم نکن....
ببین معنای اینکه میگفت صبور باش رو فهمیدم چون بعد یه روز کل ارتباط قطع شد ...
نه پیام نه زنگ هیچ هیچ ... اصلا نمیگرفت...
سه ماه چهارماه همینجوری گذشت...
بدون خبر اصلا نمیتونی بفهمی که زنده س یا نه...
داشت میشد شش ماه که زنگ زد گفت تو خلیجم ...
گفتم من نیستم داداش خدافظ....
چند بار پیام داد گفت من پول خوبی میگیرما هر رابطه ای یه حسنی و معایبی داره ....به جاش پولش خوبه .
چندبار گفت فکر کنم میخواست بپرسم که چقدره و؟؟؟؟
من نپرسیدم اونم نگفت....
واقعا خیلیییی سخت میگذره حالا من اصلا نه رابطه ای داشتم آنچنان با این آدم نه حتی دوسش داشتم و... نه خیلی گذشته بود و صمیمی بودیم هیچی.....
واقعا این انتظار که الان امروز میاد یانه و....
اصلا نمیتونی حتی تلفن بزنی خیلی غیر قابل تحمله