سلام
طاعات قبول
اینموقع تاپیک زدم که زیاد شلوغ نشه
امشب همه افطار دعوت بودیم بعد من یه زن عمو دارم فقط دغدغه اش شوهر کردن دختراش بود و چقدر هی میگفت دخترامو زود شوهر دادم انقد گفت که دوتا دختراش طلاق گرفتن الان یکیشون تازه ازدواج مجدد داشته
همیشه هم تو جمع به خواهرم میفهموند که تو ازدواج نکردی و موندی و فلان
همیشه خواهرم ساده میگذشت یا به شوخی حرفشو رد میکرد
اما امشب که دوباره پیش داماد جدیده گفت خواهرم یهو جوابشو داد گفت حال ندارم ازدواج کنم فردا پسفردا بیفتم تو دادگاه دنبال کارای طلاقم حالا بقیه که ازدواج کردنو طلاق گرفتن کجا رو گرفتن که منه مجرد نگرفتم
راستش خودم خیلی جا خوردم و وقتی خواهرم اومد تو اشپزخونه بهش پریدم که لحنت تند و بد بود اما گفت دیگه خستم کرده بود از بس میگفت
زن عموم هم سرخ شد چون اولین بار بود داماد جدیده اومده بود مهمونی فامیل
چی بگم که هر دو طرف اروم بشن؟ چون الان هم خواهرم ناراحته هم زن عموم