خونه ای که پدربزرگم و بابام همیشه حرفشو میاوردن وسط
خونه ای که هر کی تعریف میکنه میگه پدربزرگت هر مهمونی میومده یه گوسفند جلوی پاش سر میبریده
خونه ای ک همیشه از خوبیاش تعریف میکنن و میگم ای کاش منم اون موقع میبودم
اگر پدربزرگم بود مطمئنم باز این خونه رو بازسازی میکردن زمانی ک فوت نشده بود هی میگفت این خونه رو درست کنید برای بچه ها برای تفریح وقتی میرن روستا🫠
شاید باورتون نشه این خونه رو دیدم گریم گرفت
الان میذارم عکسشو