2777
2789
عنوان

لطفا کمکم کنید

76 بازدید | 6 پست

من تو دوران عقدم، دیروز با همسرم بدجور دعوام شد سر چیز الکی،همسر من کارش ی شهر دیگس،و فقط تا۱۶ام شهر ماست، باید تا بعد عید ۲ فصل پایان نامه بنویسه،پریروز گف من امشب میرم خونمون تو هم برو خونتون ،تو باشی نمیتونم تمرکز کنم برا پایان نامه منم خیلی بهم برخورد فک میکردم سر خواهرشه، از من دوسال کوچیکتره خواهرش،خلاصه پیاما شروع شد،ک اره اگ تهران یودی بهتر بود حداقل دلم نمیسوخت و اینا خلاصه تهش ب جایی رسید ک گفتم اگ میدونستم ارامشم ب هم میریزه ازدواج نمیکردم.جالبه مادرشوهرم دید و زنگ زد ب مامانم ک نمیدونم از ماهور توقع نداشتیم،شبم افطاری دعوت بودیم هم خواهرشوهر هم مادرشوهر باهام تو قیافه بودن😑 شوهرمم حرفهای خوبی نزد،چیکا کنم هم درست شه،هم اون زن بودن و عزت نفسم سرجاش بمونه

بچه یه چیزی تو دلم مونده نگم میترکم😍

جاریمو بعد مدت‌ها دیدم، انقدرررر لاغر شده بود که شوکه شدم! 😳

پرسیدم چی کار کرده تونسته اون لباس خوشگلشو بپوشه تازه دیدم همه چی هم می‌خوره!گفت با اپلیکیشن زیره "رژیم فستینگ "گرفته

عید نزدیکه و منم تصمیم گرفتم رژیم فستینگ بگیرم. سریع دانلود کردم و شروع کردم، تازه الان تخفیف خوب هم دارن! 🎉

شما هم می‌تونید با زدن روی این لینک شروع کنید

قبل ازصحبت کردن کمی بیاندیش ک چی میخای بگی وایاموقعیت ومکانش مناسبه یانه

وسعی کن ببخشی نه بخاطراون لایق بخشیدنه بلکه خودلایق آرامشی و

لذتی توبخشیدن هس توانتقام نیس و

اینم بدون

بالاترین نوع مجازات سکوت

زیباترین انتقام نادیده گرفتن است

چجوری جمعش کنیم حالا، من واقعا بی تجربم

رفتی جلوی دیگران با همسرت یجوری رفتار کن که انگار هیچ اتفاقی نیوفتاده(کلا هروقت که بحثی داشتین جلوی دیگران بروز ندین) ولی با مادرشوهرت یکم سرسنگین باش اگرم حرفی شد بگو مامان جون ممنون که به فکرما هستین ولی اجازه بدین خودمون حلش میکنیم 

البته وقتی که مادرشوهرت زنگ زده به مامانت باید مامانت جوابشو میداد میگفت بهتره تو زندگیشون دخالت نکنیم جوونن و خام

ارسال نظر شما


نظر خود را وارد نمایید ...

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز