از مسافرت برگشتیم دیشب سرکار بود
من قرار بود برم شب خونه مامانم اینا
نیم ساعت زودتر در اومد بدو بدو رفت خونه مامانش اونارو ببینه چرا چون من قرار بود ببینم خانوادمو
بعد من سوغاتی های مامانم و برداشتم بردم دادم
معلوم نیس کی اومده سوغاتی های مامانشو برداشته بدو بدو برده داده انگار مسابقه اس چون من زود دادم باید اونم بده
شب قرار بود بریم دیگه خونشون میگفتم باهم ببریم
خیلی حرص میخورم خاله زنکه