اولین سالی ه که از شهرشون رفتیم یک شهر دیگه . امسال قرار ه مسافرت بریم سر بزنیم شهر اونا
حالا کار ندارم خودش منو تحویل نمیگیره فقط پسرش و اینکه با سیاست جلو پسرش محبت میکنه به من . شش ماه که اینجام یک زنگ بهم نزده . میخوام بخاطر شوهرم که باهام مهربانه صبور باشم . چطور به نظرتون خونه شون اگه شوهرم پیشنهاد داد بخوابیم بخوابم ؟ چطور خودمو آروم بگیرم . اونجا چکارا کنم حفظ حرمت بشه احترامم حفظ شه .البته یک برادرش بزرگه مجرد دوبار دو سال قبل به من فحش داد منم دیگه باهاش حرف نزدم اونجاست . شوهرم میگه به اون کار نداشته باش مهم پدر و مادرن حالا اگه بگم پدر مادرت هم کار خاصی نمیکنن اوقات تلخی میشه .
مامانم میگه برو بخواب به خودت خوش بگذرون .چه جوری آخه حرص نخورم