تو یه گروه توی تلگرام بودیم تعدادش نه زیاده نه کمه دختر پسرای با شخصیت و عذرمیخوام بعضیا هم بی شخصیت اونجا بود
بعد دیدم یه پسره ایی اومد پی وی من یکم ک حذف زدیم من گفتم سینگلم نمیشه اعتماد کرد پسرا عجیب غریب شدن و دوره زمونه بدیه خلاصه از اینحوری حرفا برداشت گفت تو ازدواجی و معلومه دختر باوفایی من میخوامت یه هفته بیا حرف بزنیم بعدم از تبریز میام خواستگاریت
الانم گیر سه پیچ نه خوشم اومده از اخلاقت وفات حرفات بیشترم آشنا میشیم و من برات از تبریز میام یزد شهرتون حتی برا زندگی رفت آمد میکنیم
خلاصه ولکن نیست ک من ثابت میکنم پسر خوبیم و همسرت میشم
تو فکر رفتم از دیشب ولکن نیست دیشبم خیلی اصرار که نه قبولم کن باورم کن بخدا بعد یه هفته چت میام
ترک تبریزم هست
مگه میشه!