نی نی سایت > تبادل نظر > دوران بارداري > زايمان و تولد نوزاد > فردا 7 صبح ميرم بيمارستان براي زايمان با آمپول فشار

موضوع: فردا 7 صبح ميرم بيمارستان براي زايمان با آمپول فشار + اظهار نظر

1   2  
کاربران حاضر: 0 کاربر و 0 مهمان
barsin پست ها : 2677عضویت:1388/12/20
1389/6/10 - 2:26 عصر
سلاممممممممممممممم به مامان گلا... امروز 40 هفتم تمام شد و اين پسملي قصد نداره كه بياد بيرون قرار بر اين شد كه فردا 7 صبح برم بيمارستان و بهم آمپول فشار بزنن و در ضمن از اپيدورال هم استفاده كنم تو را خدا اگر كسي تجربه مثل من داشته بهم بگه... ميترسم آخر دهانه رحم 10 سانت باز نشه و خداي نكرده خطري براي ني ني باشه و سزارين بشم.... امروز هم كه دكتر معاينه كرد اصلا دهانه رحم باز نشده بود...... هم برام دعا كنيد و هم اگر تجربه اي داريد بهم بگيد........... يك دنيا ممنون
زندگي همچون بادكنكي است در دستان كودكيكه هميشه ترس از تركيدن آن لذت داشتن آن را از بين ميبرد
sara پست ها : 3651عضویت:1389/1/1
1389/6/10 - 2:33 عصر
بارسين چقدر حلال زاده ايي ..همين چند دقيقه پيش تو تاپيك روانشناسي شخصيتهاي نينيسايت يادت را كردم .
خداي مهربانم عاشقانه دوستت دارم و با همه وجودم تورا ميپرستم.
barsin پست ها : 2677عضویت:1388/12/20
1389/6/10 - 2:33 عصر
آزرمممممممممممممممممممممممم همين الان برات ايميل دادم گلم خوبيييييييييييييييي
زندگي همچون بادكنكي است در دستان كودكيكه هميشه ترس از تركيدن آن لذت داشتن آن را از بين ميبرد
sara پست ها : 3651عضویت:1389/1/1
1389/6/10 - 2:33 عصر
گفتم دلم براي بارسين تنگ شده يكدفعه تاپيكت را ديدم خواهر.من مطمئنم يك زايمان راحت و عالي در انتظارته
خداي مهربانم عاشقانه دوستت دارم و با همه وجودم تورا ميپرستم.
sara پست ها : 3651عضویت:1389/1/1
1389/6/10 - 2:34 عصر
واي بارسين به قران گريه ام گرفت .خدايا چقدر بزرگي تو.همين الان اخه يادت كردم .عجب دنيايي هست
خداي مهربانم عاشقانه دوستت دارم و با همه وجودم تورا ميپرستم.
مامان مريم پست ها : 1309عضویت:1388/2/7
1389/6/10 - 2:35 عصر
سلام عزيزم منم چهل يگ هفته رو تموم كردم تا ني نيم اومد منم رحمم باز نشد غير 4 سانت و در اخرين لحظات سزريان كردن و هيچ مشكلي به وجود نيومد تازه بهتر از طبيعي بود ولي نامردها گذاشتن 3 روز درد طبعي داشته باشم حالا اميدوارم با سوزن فشار رحمت باز بشه و نخواي سزريان بشي موفق باشي و اصلن نگران نباش
sara پست ها : 3651عضویت:1389/1/1
1389/6/10 - 2:35 عصر
بارسين جون اون لحظه كه درد داري از خدا بخواه كار من و شوهرم هم حل بشه و خوشحال بشيم اجي
خداي مهربانم عاشقانه دوستت دارم و با همه وجودم تورا ميپرستم.
sara پست ها : 3651عضویت:1389/1/1
1389/6/10 - 2:37 عصر
بارسين جون اصلا نگران نباش خودم صلوات حضرت زهرا نذر ميكنم كه راحت زايمان كني به سلامتي.خودت هم توسل به حضرت زهرا كن و اروم و سرحال فقط به چيزهاي مثبت فكر كن
خداي مهربانم عاشقانه دوستت دارم و با همه وجودم تورا ميپرستم.
sara پست ها : 3651عضویت:1389/1/1
1389/6/10 - 2:42 عصر
http://ninisite.com/discussion/thread.asp?threadID=47002&PageNumber=10 تو اين تاپيك نوشتم دلم تنگت شده
خداي مهربانم عاشقانه دوستت دارم و با همه وجودم تورا ميپرستم.
barsin پست ها : 2677عضویت:1388/12/20
1389/6/10 - 2:44 عصر
مامان الا خدا نكنه من بعد از آن همه درد سزارين بشم بخدا تا الان كه پايان هفته 40 هست فقط بخاطر طبيعي صبر كردم اصلا دوست ندارم سزارين بشم.... البته اين هم بگم كه هر لحظه خودم بگم ميبرنم سزارين اين چيني ها از پول بدشون نمياد گلمممممممممممم
زندگي همچون بادكنكي است در دستان كودكيكه هميشه ترس از تركيدن آن لذت داشتن آن را از بين ميبرد
barsin پست ها : 2677عضویت:1388/12/20
1389/6/10 - 2:45 عصر
آزرم گلم بخدا تا آنجا كه بتونم درد بهم فشار نياره همه دوستاي خوب ني ني سايت را دعا ميكنم ... در ضمن همين امروز فهميديم كه ويزامون را براي يكسال ديگه بهمون دادن كه اين خودش خيلي خيلي خبر خوبي بود تا سال ديگه خدا خيلي خيلي بزرگه
زندگي همچون بادكنكي است در دستان كودكيكه هميشه ترس از تركيدن آن لذت داشتن آن را از بين ميبرد
aryabarzin mom-sharar پست ها : 319عضویت:1388/12/4
1389/6/10 - 2:46 عصر
انشالله به سلامتي زايمان ميكني و فردا ني ني تو بغلته .....
sara پست ها : 3651عضویت:1389/1/1
1389/6/10 - 2:46 عصر
نه بارسين جون طبيعي زايمان ميكني عزيزم.اخه شما ورزشكاري گلم .اعتماد به نفس و روحيه مهمترين عامل براي زايمانه.فقط زور بزن و اعتماد به نفس داشته باش همين كافيه
خداي مهربانم عاشقانه دوستت دارم و با همه وجودم تورا ميپرستم.
sara پست ها : 3651عضویت:1389/1/1
1389/6/10 - 2:47 عصر
خدا را شكر عزيزم چقدر خوشحالم كردي .پا قدم گل پسرت بوده عزيزم.
خداي مهربانم عاشقانه دوستت دارم و با همه وجودم تورا ميپرستم.
مانلي پست ها : 2650عضویت:1388/10/26
1389/6/10 - 3:49 عصر
عزيزم نگران نباش خدا خودش ماماناي مهربون رو كمك ميكنه اميدوارم زايمان راحتي داشته باشي و نيني نازت زودتر بيا تو بغلت
sana89 پست ها : 997عضویت:1388/9/26
1389/6/10 - 3:56 عصر
سلام بارسين جون

پيشا پيش قدم نو رسيده مبارك
من 40 روز قبل زايمان طبيعي داشتم وشرايطم دقيقا مثل شما بود يعني وارد هفته 41 شده بودم و اصلا درد زايمان نداشتم و دكترم گفت بايد امپول فشار بزني --منم خيلييييي استرس داشتم و ميترسيدم دهانه رحمم باز نشه و مجبور به سزارين بشم چون اون لحظه كه من رفتم رو تخت زايمان دهانه رحمم 2 سانت باز شده بود--خلاصه امپول كه زدند بعد از 20 دقيقه درد هام شروع شد(مثل درد پري) ولي خيلي زود هم فاصله بين دردهام كم شد هم زود دردهام شديد شد--و بعد از يكي دو ساعت دهانه رحمم 6سانت باز شد و در نهايت از اون لحظه كه امپول زدند تا زايمان كردم 5 ساعت طول كشيد كه به نسبت خيلي افراد كه بدون امپول درد زايمان مي كنند زمان كمي بود-من اپيدورال هم كردم از شدت درد هام تا حدي كم كرده بود ولي طوري نبود كه اصلا درد نداشته باشم ولي كسايي هستند كه اپيدورال كردند و راضي هم بودند-در هر حال نگران نباش -- انشالله زايمان راحتي خواهي داشت و ني نيت زود مياد تو بغلت- خانمي اگه بازم سوالي داشتي بپرس
barsin پست ها : 2677عضویت:1388/12/20
1389/6/10 - 4:02 عصر
sana 89 يك دنيا ازت ممنون كه وقت گذاشتي و جواب دادي.... گلم من امروز كه بيمارستان بودم فقط نيم سانت باز شده بود من فقط همان 4 سانت اول را خيلي ميترسم ميگم نكنه كه خيلي درد بكشم.... بعدش كه اپيدورال استفاده كنم انشاالله كه به حق 5 تن من از آنهاي باشم كه كاملا بي حس بشه بدنم... نگرانيم هم از اين هست كه بعد از يه عالمه درد ببرنم سزارين .... خوش به سعادت شما كه راحت شدي گلم...
زندگي همچون بادكنكي است در دستان كودكيكه هميشه ترس از تركيدن آن لذت داشتن آن را از بين ميبرد
niki.khatoon پست ها : 468عضویت:1389/5/4
1389/6/10 - 4:12 عصر
barsine aziz...man ham holand zendegi mikonam...sharayete man daghighan mese shoma bood..man ham ba ampoole feshar zaymanam shooroo shod vali bad az 24 saat dahane rahemem faghat 4 sant baz shode bood va pishraft nadash va dar akhar sezarian shodam....vali man az 24 saat darde tabii hichiiiiiiiiiiiii nafahmidam chon epidoral dashtam aliiiii bood kheeeeeeeeeyli razi boodam vaghean hichi nafahmidam...be khatrere hamin aslan negaran nabash ta 4 sant eyne peryode dardesh epidoral aliye shak nakon
مهناز مامان سپهر پست ها : 931عضویت:1388/7/26
1389/6/10 - 4:28 عصر
برسين جونم ايشالله فردا يه زايمان عالي و راحت داشته باشي دوست خوبم. منم شايد فردا زايمانم بود اگه بود حتما برات دعا ميكنم. تو هم يادت بود براي همه مامان ها و من دعا كن خانومي. منتظر خبر خوش زايمان راحتت هستيم تو تاپيك شهريوري ها و عكس بارسين خوشگلت.
sana89 پست ها : 997عضویت:1388/9/26
1389/6/10 - 4:44 عصر
خواهش ميكنم عزيز

درسته كه درد زايمان سخته ولي باور كن غير قابل تحمل نيست فقط سعي كن كه با دكتر و ما ما ها همكاري كني -همراهي شوهرت تو اتاق زايمان از لحاظ روحي خيلي كمكت ميكنه--انقباض هاي قبل از 4-5 سانت دردناكه ولي اصل دردها مال اواخر زايمان و وقت زايمانه كه اون زمان اپيدورال كردي و حتما موثره-باز برايت زايمان راحتي را ارزو ميكنم
1   2  
اظهار نظر

پر کردن فیلدها یی که با علامت * مشخص شده اند الزامی است.
*متن: