نی نی سایت > تبادل نظر > دوران بارداري > پدران آينده > 1000 راه برای دق دادن خواهر شوهرو مادر شوهر

موضوع: 1000 راه برای دق دادن خواهر شوهرو مادر شوهر + اظهار نظر

صفحه 7 از 276 اول قبلی  2   3   4   5   6   7   8   9   10   11   12  بعدی آخر صفحه
کاربران حاضر: 0 کاربر و 3 مهمان
بهارك پست ها : 4451عضویت:1390/7/30
1391/12/6 - 2:14 صبح
اما یه بار حساب حرصشون دادم تا ته سوختن . بهشون گفتم شوشو سالگرد ازدواجمون برام پلاک طلا و یه کیک خیلی بزرگ قلب سفارش خلاصه بهمن خوش گذشت . یعنی تا ته سوختن .گفتن خدا بده شانس ما که تا حالا اینچنین چیزی پیش شوهرامون ندیدیم
میشه برای درست شدن کار همسرم یک صلوات بفرستی . خدا خیرت بده
بهارك پست ها : 4451عضویت:1390/7/30
1391/12/6 - 2:14 صبح
یه راه حرص دادن
به هر مناسبتی بهشون بگید شوشو براتون سنگ تمام گذاشت آی حرص میخورن
میشه برای درست شدن کار همسرم یک صلوات بفرستی . خدا خیرت بده
رز ???? پست ها : 4555عضویت:1391/9/10
1391/12/6 - 8:57 صبح
خانما اره گل گفتین مادر شوهر ها حقشون اخه دختراشون هر چی بپوشن و هر کار کنن مشکلی نیست ولی برا ما عروسا عیبه دستتون طلا بازم بنویسین مرسی
من ایمان دارم خدای مهربون به ما فرزندی سالم وصالح داده و همسرم عاشقونه منو دوست داره تا ابد خدایا شکرت
رز ???? پست ها : 4555عضویت:1391/9/10
1391/12/6 - 9:01 صبح
مادر شوهر من اینقدر با سیاست عمرا بتونیم به گرد پاش برسیم الان دارن کارای عقد دخترشو میکنه اصلا در مورد کاراشون به من و شوشو چیزی نمیگن حتی روز عقد رو . عمه شوشو به ما گفت به نظرتون بریم چه رفتاری داشته باشم با مادر شوشو؟
من ایمان دارم خدای مهربون به ما فرزندی سالم وصالح داده و همسرم عاشقونه منو دوست داره تا ابد خدایا شکرت
رز ???? پست ها : 4555عضویت:1391/9/10
1391/12/6 - 9:03 صبح
مادر شوهر من اینقدر با سیاست عمرا بتونیم به گرد پاش برسیم الان دارن کارای عقد دخترشو میکنه اصلا در مورد کاراشون به من و شوشو چیزی نمیگن حتی روز عقد رو . عمه شوشو به ما گفت . به نظرتون بریم چه رفتاری داشته باشم با مادر شوشو؟
من ایمان دارم خدای مهربون به ما فرزندی سالم وصالح داده و همسرم عاشقونه منو دوست داره تا ابد خدایا شکرت
ميناگلي1362 پست ها : 4484عضویت:1391/11/3
1391/12/6 - 9:30 صبح
من مادرشوهرم دوست داره ناز کنه بگه من مریضم و بهم نمی رسین و این حرفا منم هر وقت می بینمش می گم تو که چیزیت نیست ماشاله رنگت باز شده حالت خوب شده ها
اونم می ترکه می گه نه من مریضم
خدايا، براي نعمتي كه بهم دادي فقط مي تونم بگم شكرت.ني ني من توي 28هفته س. پسرم،‌متين جان منتظرتم بياي بغلم. خدايا به همه منتظرا فرزند سالم و صالح عطا فرما
       فقط 11 هفته و 5 روز به تولد پسرم، متين باقی مونده !
ميناگلي1362 پست ها : 4484عضویت:1391/11/3
1391/12/6 - 9:44 صبح
nonajoon جان تو هم کادو سر عقد نده بگو ما که از تاریخش خبر نداشتیم کاش زودتر می گفتید یه چیزی آماده می کردیم
خدايا، براي نعمتي كه بهم دادي فقط مي تونم بگم شكرت.ني ني من توي 28هفته س. پسرم،‌متين جان منتظرتم بياي بغلم. خدايا به همه منتظرا فرزند سالم و صالح عطا فرما
       فقط 11 هفته و 5 روز به تولد پسرم، متين باقی مونده !
مهتا پست ها : 1812عضویت:1391/5/9
1391/12/6 - 9:57 صبح
وای بچه ها چقدر با حال
اخه این مادر شوهرا چی می خوان از جون ما !!!!!!
می خوام یه عکس قشنگ با نی نی وشوهرم بگیرم مثلااز موقع تحویل سال توی خونه مامانم با لباسهای مجلسی و شیک .اونوقت اونو قاب کنم بذارم تو خونه . اینا اومدن خونمون اونرو که ببینن ........ ههههههههههه ای می ترکن ای می ترکنننننننننن
ميناگلي1362 پست ها : 4484عضویت:1391/11/3
1391/12/6 - 10:05 صبح
مهتا جان فکر خوبی یه . منم این کارو خواهم کرد
خدايا، براي نعمتي كه بهم دادي فقط مي تونم بگم شكرت.ني ني من توي 28هفته س. پسرم،‌متين جان منتظرتم بياي بغلم. خدايا به همه منتظرا فرزند سالم و صالح عطا فرما
       فقط 11 هفته و 5 روز به تولد پسرم، متين باقی مونده !
مهتا پست ها : 1812عضویت:1391/5/9
1391/12/6 - 10:07 صبح
بابا اینجا کلی چیز میز دارم یاد میگیرم
بازم یاد بدین
اره مینا جون ختما این کار رو بکن من که واسه همون یه عکس کلی از الان دارم نثشه می کشم
مهتا پست ها : 1812عضویت:1391/5/9
1391/12/6 - 10:09 صبح
مینا جون مادر شوهر من هم تا یه کم از مرکزیت خارج میشه خودشو میزنه به مریضی تا دوباره جلب توجه کنه
ولی من اصلا اصلا به روی مبارکم نمیارم چون می دونم همش فیلمه
تصمیم دارم با تیپ و قیافه تو عید اونارو بترکونم
مهتا پست ها : 1812عضویت:1391/5/9
1391/12/6 - 10:10 صبح
خونوده امون شهرستان هستن تعطیلات اول و اخر عید رو میرم پیش مامانم اون وسط یه سری هم میریم اونجا پیش مادر شوهر جان
اینجوری حرص می خورن
shim 63 پست ها : 1810عضویت:1390/4/31
1391/12/6 - 10:23 صبح
خیلی باحاله پست هاتون میشه یه راه کار به من بگید اخه 3 شنبه یه مهمونی بزرگ خونه مامی شوشو هست و کسایی هستند که من تا حالا ندیدمشون و خواهر شوهر های من تو این جور مجالس محل من نمیزارن و فقط با شوهرم حرف میزنند و نینیم را ازم هی میگیرند بچه من هم اهل غریبی کردن نیست چی کار کنم به جای این که من حرص بخورم اونها حرص بخورن؟؟؟
قدر تني از پيرهني فاصله داريم.واي از تو چقدر سخت است همينقدر جدايي.
ميناگلي1362 پست ها : 4484عضویت:1391/11/3
1391/12/6 - 11:07 صبح
بیشترین چیزی که مادرشوهر منو عذاب می ده اینکه که من همش بگم شوهرم واسم این کار و می کنه اون کارو می کنه
خدايا، براي نعمتي كه بهم دادي فقط مي تونم بگم شكرت.ني ني من توي 28هفته س. پسرم،‌متين جان منتظرتم بياي بغلم. خدايا به همه منتظرا فرزند سالم و صالح عطا فرما
       فقط 11 هفته و 5 روز به تولد پسرم، متين باقی مونده !
ميناگلي1362 پست ها : 4484عضویت:1391/11/3
1391/12/6 - 11:09 صبح
شیما جان برو سریع سر صحبتو با غریبه ها باز کن خصوصا اونایی که مادر و خواهر شوهرت باهاشون بیشتر وردروایستی دارن بشین باهاشون پچ پچ کن (حالا از گرونی و چرت و پرت بگو ها) حالا اینا می مونن که تو چی داری می گی و نکنه آبروریزی بشه و اینا. همچین گرم صحبت بشو که اصلا هم از جات بلند نشو که کمک کنی بهشون .شک نکن حرص می خورن
خدايا، براي نعمتي كه بهم دادي فقط مي تونم بگم شكرت.ني ني من توي 28هفته س. پسرم،‌متين جان منتظرتم بياي بغلم. خدايا به همه منتظرا فرزند سالم و صالح عطا فرما
       فقط 11 هفته و 5 روز به تولد پسرم، متين باقی مونده !
ميناگلي1362 پست ها : 4484عضویت:1391/11/3
1391/12/6 - 11:11 صبح
فقط مادرضشوهر من می خواد بره بالا منبر و نطق کنه من سریع تلویزیونو صداشو زیاد می کنم و می گم این فیلمه خیلی قشنگه.
خدايا، براي نعمتي كه بهم دادي فقط مي تونم بگم شكرت.ني ني من توي 28هفته س. پسرم،‌متين جان منتظرتم بياي بغلم. خدايا به همه منتظرا فرزند سالم و صالح عطا فرما
       فقط 11 هفته و 5 روز به تولد پسرم، متين باقی مونده !
مهتا پست ها : 1812عضویت:1391/5/9
1391/12/6 - 11:12 صبح
شیما جون اول از همه به دوستها و فامیلات بسپر راه به راه بهت زنگ بزنن
به بهانه تلفن جواب دادن هی برو اینور و بیا
بعد اگه می تونی یه موضوعی رو بهانه کن که مجبور شی با شوهرت هی در مورد اون حرف بزنی
مثلا یه همچین چیزایی : قبل از مهمونی بگو بچه انگاری تنش داغه یکم نگرانم . بعد تو مهمونی هی برو به شوهرت بگو برو تن بچه رو دست بزن ببین تب نکرده باشه و نمی دونم چش شده ؟؟؟حواسم پرتشه!!!
بعد اینکه با یکی از همون مهمونهای جدید که تا حالا ندیدی سر و صحبت و باز کن با همونها هی گرم بگیر
اگه بتونی با اونها بدون واسطه گری مادر و خواهر شوهر گرم بگیری حسابی دیگه ترکوندیییییییییییی



ضحي پست ها : 20686عضویت:1389/11/6
1391/12/6 - 11:27 صبح
بچه ها مادر شوهر ( چون نمیشناسین میگما ) من خیلی حسوده و من متوجه شدم چشش شوره برای همین نمیتونم تیپ بزنم و اینا ....اینقدر هم پرو هست که زنگ زده به من که از بابات جلوی ما تعریف نکنبا همچین ادمی اصلا نمیشه گلاویز شد چاک دهنشو باز میکنه بی شعوره هر چی میخواد میگه
فَاللّهُ خَيْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ
       مبارک باشه :)
شكيبه پست ها : 787عضویت:1391/8/3
1391/12/6 - 11:32 صبح
سلام اجازه هست
*از خونه ما ناامیدی ها سفر کرده* گویا دعاهای منه خسته اثر کرده*
یا فاطمه زهرا دلم فرزندی صالح سالم خوشقدم و خوش روزی میخواد لطفا برا همه اونایی که تو انتظارن دعا کنین        فقط 13 هفته و 0 روز به تولد باقی مونده !
ميناگلي1362 پست ها : 4484عضویت:1391/11/3
1391/12/6 - 11:35 صبح
ضحی جان تو هم بشو مثه خودش هر چی گفت درجا جوابشو بده بهمش می گفتی من هیچ وقت از مشا تعریف نمی کنم تعریفی هم نیستین آخه
خدايا، براي نعمتي كه بهم دادي فقط مي تونم بگم شكرت.ني ني من توي 28هفته س. پسرم،‌متين جان منتظرتم بياي بغلم. خدايا به همه منتظرا فرزند سالم و صالح عطا فرما
       فقط 11 هفته و 5 روز به تولد پسرم، متين باقی مونده !
صفحه 7 از 276 اول قبلی  2   3   4   5   6   7   8   9   10   11   12  بعدی آخر صفحه
اظهار نظر

پر کردن فیلدها یی که با علامت * مشخص شده اند الزامی است.
*متن: