انجمن زنان موفق و سخت کوش آی وی افی - صفحه 250

موضوع: انجمن زنان موفق و سخت کوش آی وی افی + اظهار نظر

صفحه 250 از 930 اول قبلی  245   246   247   248   249   250   251   252   253   254   255  بعدی آخر صفحه
کاربران حاضر: 0 کاربر و 4 مهمان
Fateme.2 gholoo mikham پست ها : 942عضویت:1391/11/24
1392/2/12 - 7:36 عصر
سلام ماما ماری جون....مشکل ما کمی و کم تحرکی اسی هست .گاهی این سوال برام پیش میاد وقتی شماها در مورد عکس رنگی و درد و این حرفا بحث میکنین با خودم میگم من سونو واژینال شدم ولی هیچ وقت از عکس رنگی کسی حرف نزده بود.....

ممنون یاسی جون.
خدایا برام نگهش دار...       مبارک باشه :)
ثمره زندگيم پست ها : 1547عضویت:1390/5/19
1392/2/12 - 8:06 عصر
سلام
فاطمه جون عکس رنگی برای آی وی اف از ضروریات نیست چون جنین رو مستقیما در رحم میگذارند اما بعضی مراکز مثل رویان جز روتینشون هست و باید انجام بشه. عکس رنگی برای بررسی لوله هاست که در آی وی اف لوله ها کاری انجام نمیدن
خدايا به فرشتگانت بسپار در لحظه لحظه نيايش خويش“دوستان مرا از ياد نبرند . . .”
ماما ماری پست ها : 692عضویت:1392/1/22
1392/2/12 - 8:10 عصر
اره عزیزم .بیمارستان نفت روزای دوشنبه هست .سرهنگ سخایی
بین فلکه دوم و سوم تهران پارس جنب دارو خانه مینا روزای فرد از ساعت 2 به بعد
فکر کنم بیمارستان خاتم الانبیا و حضرت زینب هم هست بیمارستان ابان هم هست شهرک غرب هم هست جالب اینه که شماره تلفن میده به مریضاش مخصوصا راه دوری ها واوناییکه تو سیکلن
داداشم جوون بود فوت شد میشه براش صلوات بفرستید ممنون ،خدایا شکرت به خاطر زمینی شدن فرشته ام ،دوستانم هم منتظرند به حق بزرگیت به همه نظر لطفی نما و دامانشان را سبز ممنون مهربانم
آبتين آراد پست ها : 312عضویت:1391/10/30
1392/2/12 - 9:48 عصر
ماما مارى جوونم ببخشىد اون ماما مانى بود لکه بىنى داشت عزىزم اىشاا..بحق مولا على خودش گره ازکارت باز کنه ىه بزودى زود تو بىاى بگى لک لانه گزىنى دارى عزىزم
ىا امام على...
خدایا بر داده و نداده ات شکر گزارم.یا ارحـم الراحمین..1 ميکرو و 1 انتقال جنين منفي..
ياسي71 پست ها : 1192عضویت:1391/9/20
1392/2/12 - 11:27 عصر
سلام دوست جونا

نمیدونم همسری چش شده میگه احساس میکنم هی خون تو بیضه هام پمپاژ میشه

ازدیشب اینچوری شد گاهی وقتا این حس بهش دست میده

به نظرتون چرا؟؟
روزگارا: تو اگر سخت به من میگیری، با خبر باش که پژمردن من آسان نیست، … گرچه دلگیرتر از دیروزم، گر چه فردای غم انگیز مرا میخواند، لیک باور دارم دلخوشیها کم نیست زندگی باید کرد…. عکساتون رو براتون فتوشاپ میکنمhttp://www.ninisite.com/discussion/thread.asp?threadid=948386&postID=37129979
آزی کانادا پست ها : 137عضویت:1391/11/21
1392/2/13 - 2:12 صبح
سلام به خانم های سخت کوش کماکان روزتون مبارک
مدیر شبنم جان به چشم انجام میدیم و ممنون از زحماتت
اوا جونم من می دونم قلبت پاک و مهربونه برا همین نمی خوام دچار انرژی منفی بشی ما فقط انرژی مثبت دریافت می کنیم
راستی کسی با خوردن استرادیول حالت تهوع گرفته ؟
دختر مامان پست ها : 2846عضویت:1390/5/25
1392/2/13 - 2:50 صبح
دوستای گلم من ده تا تخمک گرفتم دعا کنید همه جنین خوب بشن
       مبارک باشه :)
مهشيد پست ها : 2407عضویت:1389/8/1
1392/2/13 - 7:21 صبح
سلااااااااااااام دوست جوناااااا


متولد دی جون پریسا جون کجاید اوضاعتون چطوره؟


نی نی ناز انشاا... که بهترین جنینهاروداری کی انتقال میدن برات
خدايا خواستم بگويم تنهاايم اما نگاه خندانت مرا شرمگين کردچه کسي بهترازتو.....
nazdoone پست ها : 4390عضویت:1391/11/23
1392/2/13 - 9:32 صبح
سلام خوبین بچه ها من باید از رحم جایگزین استفاده کنم که اونم از طریق ivf انتقال میدن من مشهدم اونطور که متوجه شدم اینجا خانم مشهدی هم هست پیش کدوم دکتر میرید من رفتم پیش رویا نصیری میشناسینش؟ امپولایی که بعد از انتقال باید بزنید خیلی زیاده ؟ میترسم خانمه امپولا رو نزنه
اگر با من نبودش هيچ ميلي**چرا ظرف مرا بشکسته ليلي
Fateme.2 gholoo mikham پست ها : 942عضویت:1391/11/24
1392/2/13 - 10:12 صبح
نی نی ناز عزیزم ایشالا همشون جون میگیرنو و 2 - 3 تا از اون خوشگلاش میان تو دلت....هر چند همشون خوشگلن...
خدایا برام نگهش دار...       مبارک باشه :)
آبتين آراد پست ها : 312عضویت:1391/10/30
1392/2/13 - 11:05 صبح
سلام بچه ها
نی نی نازجوون ایشاا.. که همشون میشن جنین وبااولین انتقال مامان بشی
نازدونه جوون خوش اومدی..آره چندتا ازبچه ها مشهدن ولی دقبق نمیدونم کدوماشون شبنم نوین میره.هدیه خراسانی م هست.سوال داری بزار وقتی بیان حتما جواب میدن گلم..ایشاا.. که اون خانومه م باوجدان باشه وآمپول هاشو بزنه.مگه بهش اعتماد نداری..تواین کار شرط اول شناخت واعتماده.درضمن همه دکترا آمپول نمیدن بعداز انتقال.بعضی ها شیاف میدن..
مهشید جوون پریساجوون متولددی مامنتطریماا..چقدر دیرمیگذره....براتون بهترین هارو میخوام
شبنم جوونم دستت درد نکنه.چقدر تقویم خوب شده..من که فعلا چیزی ندارم توش بنویسم..تــــــــــاخرداد ماه..
خدایا بر داده و نداده ات شکر گزارم.یا ارحـم الراحمین..1 ميکرو و 1 انتقال جنين منفي..
مانا پست ها : 1046عضویت:1391/7/16
1392/2/13 - 12:03 عصر
سلام دوستای گلم
مرسی از اینکه بیادم هستید
نی نی ناز جون واست بهترین را از خدا میخوام ایشالله که جنین های خوب وبعدم یه نی نی سالم وصالح خدا بهت بده خدا پشت وپناهت گلم
واسه همه دوستایی که انتقال دادن واونایی که پانکچر کردن آرزوی موفقیت میکنم
من الان روز9 انتقالم هستم کمردردهای خیلی زیادی دارم همش حس میکنم میخوام پری بشم خیلی استرس دارم
اما همه چیز را سپردم بخدای مهربون
خدایا صبرم بده تا حکمت داده ها و نداده هایت را بفهمم خدایا به من و تمام دوستان منتظرم فرزند سالم و صالح عنایت کن"الهی آمین" خدایا شکرت
آوا پست ها : 606عضویت:1390/5/10
1392/2/13 - 12:42 عصر
سلااااااااااااااام روز بخیر. من امروز آمدم سرکار

محیا جونم من هم یه زمانی همینطور بودم بجز مسائل خانوادگی هیچ مشکلی با همسرم نداشتم یک نفر این وسط برام حرف می آورد و هرچی آنها می گفتند و نمی گفتند به گوشم می رسید این شروع اختلاف ها شد ولی بعد یه مدتی احساس کردم بخاطر مسائل پیش پا افتاده دارم از همسرم دور می شوم البته همه این ها توی یک مقطع کوتاه اتفاق افتاد. خودم این وسط بیشتر عذاب می کشیدم دیگه بعد از آن تصمیم گرفتم اول از همه به حرف آنطرف که جاریم بود گوش ندهم و بعد از آن تماسم را کم کردم و توی ارتباط های حضوری و یا تلفنی سعی می کردم اصلا بهش فرصت حرف زدن درباره دیگران را ندهم که خیلی برام موثر بود همیشه می گویند بی خبری خوش خبریه من چند سال کنار خانواده همسرم زندگی می کردم و از این مشکلات نداشتم با آمدن جاری داشت زندگیم خراب می شد ... هنوز هم مسائلی پیش میاد که ممکن است دلگیر بشم ولی تصمیم گرفتم آن ها را همانطوری که هستند بپذیرم بالاخره شوهر من هم عضو آن خانواده بود و من هم آدمی نبودم که مثل بعضی از زن ها بخواهم شوهرم را از خانواده اش دور کنم.... الان دیگه هم خودم آرامش بیشتری دارم هم همسرم کلی خوشحاله ... حالا امتحان کن ... فقط بخاطر آرامش درون خودت ...

فاطمه دوقلو می خواهم عزیزم در انتخاب کلمات دقت کن . برای یاسی نوشته بودی اوا ... بابا خوب نمیگی من فکر می کنم نوشتی آواااااااااااااا کلی با خودم درگیر میشم

شبنم جونم داروهام تمام شد و الان 4روزه که سفالکسین می خورم تا 40 روز . باید از کلیه و مثانه سونو می گرفتم که تنبلی کردم ... احساس می کنم که بهتر شدم ولی چون سوزش دارم فکر می کنم هنوز خوب نشدم. حالا 5خرداد یه دکتر کلیه و مجاری ادرا خیلی خوب وقت دارم باید آزمایش بدهم تا معلوم بشه چه خبره ...
چند روز پیش اسمان جون یه چیزی در مورد خودش نوشت که به دکتر گفته بی دلیل عفونت می گیره ... و دکتر گفته رحمت مرطوبه فکر کنم من هم همین مشکل را داشته باشم.
اگر خدا آرزويي را در دلت انداخت ، بدان که توان رسيدن به آن را در تو ديده است
دختر مامان پست ها : 2846عضویت:1390/5/25
1392/2/13 - 12:55 عصر
سلام دوستای گلم از همگی ممنونم شنبه زنگ میزنم روز انتقال رو میگن
ابتین اراد جون من بار شیشمه اتتقال میدم
دی جونم نترسس علایم حاملگی با پری شبیه همه
       مبارک باشه :)
ترانه باران پست ها : 866عضویت:1391/12/9
1392/2/13 - 1:11 عصر
سلاااااااااااااممممممممممممممم به همه ی دوست جونهای خودمممممممم


مامان ماری جونم ناراحت نشو خدا الرحم الراحمین هست وو حاجت همه رو خواهد داد فقط یعضی وقتها خسته میشیم ودلگیر اونم مربوط به مشکلی هست که داریم. انشا... تا سال بعد روز مادر همه ی ما مامان شدیم عزیزم

یاسی جون به نظرم زمان روازدست نده ازمایشاتت رو بده تا زودتر همه چیز اماده بشه

دخترم اروین سقط چراااااااااااااااااااااااا؟؟؟؟ خدا نعمتش رو براحتی برات داده چرا سقط... ما اینهمه وقت و هزینه وسلامتی خودمون روصرف یه بچه میکنیم اون وقت شما....؟؟؟؟؟؟

107 باران جونم خداروشکر که مشکلی نداشتی ... دوست دارم هرکمکی بتونم برا دوستام بکنم تا به مشکلی برنخوریمممم

محیاجونم خدارو شکر که یه خوان رو به سلامت رد شدی ی ی ی


رایکا جون انتقالت مبارک باشه برات دوقلومیخوام امین


اوا جان منم مثل شمام با خانواده همسرم .. . به نظرم تمام رابطه ها قانون نیوتنه ... هرعملی رو عکس العملی هست .. به خدا قبلا اصلا رفتارای جالبی نداشتندو انتظارشون خیلی خیلی زیاد بود از عروس ... ولی تو این ده سال اونقدر خوبی کردم و سکوت کردم مدارا ....الان خیلی خیلی خیلی عالی شده از هر بابت ... درضمن من باهاشون تو یه خونه زندگی میکنم ... هرروز هم خدارو هزاران بار شکر میکنم که چنین رفتاری رو داشتم ...کسی که همسرش براش مهمه باید خانوادش هم مهم باشه . سخته چنین رفتار کردن ولی شدنیه من نتیجه اش رودیدم چون واقعا قبلش مخصوصا دوسال اول خیلی خیلی عذاب کشیدم ولی وقتی دیدم به هیچ وجه نتیجه نمیگیرم تصمیم گرفتیم من خودم روعوض کنم اونا که عوض شدنی نبودند...حتی خواهر شوهرم و جاریم انگشت حیرت دارند که چطوری میتونی .. شاید خواستن هم تحریک هم کننن که ادامه ندم ولی گذر زندگی هرکسی باهم فرق داره . جاری من تو تهرن زندگی میکنه ... سالی سه چهار بار میاد پیشمون ازدستشون کلافه میشه ...

فاطمه جون شاید دکترت تشخصیص ناباروری شمارو همسرت میدونه و عکس رنگی نداده ولی به نظرم خودت پیگیر شو قبل هرگونه اقدام عکس بنداز تا از باز بودن لوله ها شکل طبیعی رحم و هیدروسالپنکس ( عفونتی و سمی نبودن) خیالت راحت باشه عزیزم

محیا جون اگه سعی کنی برای ارامش خودت هم که شده از ته دل همه چی رو انجام بدی نتیجه میگیری عزیزم هرآنچه از دل براید بردل نشیند خانمی ... پس باتمام وجود سعی کن تمام کینه هارو بریزی دور ... چون ادم رو دور میکنه از زندگی ... مطمئن باش همه مشکل داشتن باخانوده ی همسر به خدا ...ولی باید گذشت تا زندگی جریان پیدا کنه

آرمینه جان برات بهترینهارو میخوام از خدا ... روش تزریق آمپولاهم اونطوره ولی لیدوکائن هم لازم نیست خانمی ... درد نداره که دور ناف اگه وارد باشه برادرت ... تخم مرغ رو اب پز بخوری بهتره روزی 2تا.. نیمرو هم بد نیست

ابتین اراد جان دقیق نمیدونم عزیزم ولی کیو 10 برای کیفیت تخمکها و امادگی رحم برای پذیرش بیشتر هست.

نازدونه جان امپول فقط پروژسترونه ولی شیافش هم هست. کسی که این کارو رو انجام میده حتما هدفی داره وبراش نتیجه مهمه پس نگران اصلا نباش عزیزم حتما خواده زد...روزی دوتا تزریق میشه و بیشترهم هردورو باهم تزریق میکننن مثلا سرساعت 12 ظهر

همه ی دوستان عزیزم به یادتون هستم ... مهشید پریسا هالان بادوم متولد دی رایکا انشا... که نی نیهاتون دارن میچسبن به دلتون


عسل بانو جون . شبنم جون . انا جون . ساغرجون. هدیه جون. ثمره ی زندگیم .ازی جون. نارنیاجون. غریبه جون. .]چیستاجونم آلاله جونم ملیسا جونم الیف جونم سادات جونم مروارید جونم ... همه ی دوستا عزیزم جمعه ی ارومی رو داشته باشین...
خداي مهربون و بزرگم امسال رو متفاوت از هر سالم قرار ده و دران تقديري نيک براي خودم ودوستانم قرار ده. تقديري پراز شور وشوق و دلخوشي... خدايم ميدانم که امسال مادرميشوم وهمسرم پدر ... ومن بابايي مهربون صداش ميکنم.
Fateme.2 gholoo mikham پست ها : 942عضویت:1391/11/24
1392/2/13 - 1:34 عصر
ممنون ترانه باران عزیزم مرسی....بله مشکل از همسرم هست.

آوا جون کجا اسم شما رو با یاسی اشتباه گفتم؟؟تو کلوپ یاسی؟؟اگه منظورت تو کلوپه که اشتباهی نگفتم...منظورم خود شما بودی....فکر کردم جمعس سر کار نرفتی که بیای کر کره کلوپ رو بدی بالا.... میبینم که نخیر.....حتی جمعه ها هم دست از تلاش بر نمیداری.به نظر من هم در مورد خانواده همسرت و جاریت کار درستی میکنی...منم هر وقت به حرف هایی که این دهن اون دهن جا به جا شده اهمیت دادم یه دعوایی درست شده و نتیجش پشیمونی شده....خیلی وقته که تصمیم گرفتم نه خبر ببرم نه از کسی خبر خصوصی بپرسم.حریم ها باید حفظ بشه....آفرین به ما....چه شوهرای خوش بختی داریم....مگه نه؟

عسل بانو.....کم پیدایی خواهر.....

سادات خانوم...شما در چه حالید؟؟
خدایا برام نگهش دار...       مبارک باشه :)
"محيا" پست ها : 232عضویت:1391/12/2
1392/2/13 - 2:09 عصر
آوای عزیز و ترانه باران جون
ممنون از راهنمایی هاتون... چشم قول میدم از امروز یه جور دیگه باشم و سعی کنم خودمو عوض کنم. راست میگید اونها که نمیتونن بعد از اینهمه سال تغییر کنن. من باید افکارم رو تغییر بدم...

آوا جونم خسته نباشی... جمعه هام میریییییییی!!! بابا اضافه کارییییییییییییییییییی.... آدم که مدیرش همسرش باشه تازه باید کلی هم مرخصی تشویقی بگیره... بابا پشتکار...

نازدونه جون
خوش آمدی...

فاطمه جون
منظور آوا جون صفحه 264 که برای یاسی اینو نوشتی: "اوا.....یاسی پس چرا هیچ دکتری تا الان به من نگفته؟ "

انّما امره اذا اراد شيئا ان يقول له کن فيکون...
هالان پست ها : 1187عضویت:1391/1/22
1392/2/13 - 6:39 عصر
سلام دوستان گلم
بالاخره با هزارزحمت تونستم با مایل آن بشم ولی ازصبح میام و پست مینویسم ولی نمیاد.

من 4شنبه انتقال داشتم.

از اون روز هم هیچ علامتی ندارم انگار نه انگا. که انتقال داشتم.درهرحال مثل همیشه راضیم به رضای خدا.

البته درسته حاملگی که حتما نباید علامت داشته باشه تو همه. ولی خب دوس داشتم جوجوهام ابراز وجود میکردن
همه اش بهشون میگم جوجوهای مامان چرا ابرازوجود نمیکنین قربونتون بشم.کاش زود آز پریسا و مهشید و متولذی مشخص و +++ شه.

پستاتونو نخوندم.بوس
التماس دعا.
ღ خــــــــــــدایا ღ نداشتــن هیچـــگاه به تلخـــــی فراموش کـــردن یکــــــ " داشتــــن " نیستــــــــــــ
ثمره زندگيم پست ها : 1547عضویت:1390/5/19
1392/2/13 - 7:01 عصر
سلامممممممم دوست جونا
امیدوارم حال همگی خوب باشه.
نی نی ناز عزیز خدا رو شکر . از خدا برات آرزوی موفقیت تا پایان مسیر می کنم.
هالان عزیز اصلا بهش فکر نکن بذار خودش بگذره و گذر زمان رو احساس نکنی اینجوری برات تحملش سختتر میشه . سعی کن با خوندن داستان یا کتاب مورد علاقه یا دیدن فیلم خودت رو مشغول کنی
دوستان عزیز که انتقال دادین با همتونم خیلی فکرتون رو درگیر شدن نشدن و علائم داشتن و نداشتن نکنین بسپرین به دست بالایی. چون شما زحمتتون رو کشیدین ایشالا که تقدیر الهی هم مادر شدن رو براتون خواسته باشه.
ترنم باران عزیز منم به یادتم و دوستت دارم
الی بلا جون زمانی که ال دی می خوری یکم حساس تر هم میشی. خودت رو با شرایط وقف بده نذار مشکلات دور و بر زمان رو ازت بگیره. به امید خدا این مرحله رو هم پیش ببر و استرس رو از خودت دور کن.
خدايا به فرشتگانت بسپار در لحظه لحظه نيايش خويش“دوستان مرا از ياد نبرند . . .”
شبنم پست ها : 1007عضویت:1390/10/15
1392/2/13 - 8:06 عصر
سلام بر دوستان گل

من برم اول دعاهامو بخونم بعدم بیام پست های شما رو بخونم. انشالله که یک عالمه خبرای خوش داشتین امروز.

یاسی گلم
من در مورد سوالی که پرسیدی چیزی نمی دونم. از خدا می خوام فردا تو بیوپسی همسرت اسپرم پیدا بشه و بتونین با آی وی اف نی نی های سالم داشته باشین

نی نی ناز جون
خدا رو شکر که ده تا تخمک داشتی. انشالله همشون باکیفیت باشند و تا شنبه ده تا نی نی برات تشکیل بشه. شنبه انتقال میدی؟

غریبه جون
چه خبر از پانکچر دونرت؟ انشالله همه چیز خوب گذشته باشه

آزی کانادا جون
من به جای استرادیول، استروژن کونژگه می خوردم و خیلی حالت تهوع داشتم
ممنون که به تقویم سر زدی و اطلاعات خودت رو وارد کردی

مهشید جون
تا یکشنبه دیگه وقعا چیزی نمونده. آفرین به تو که این مدت رو صبور بودی و بی بی چک هم نذاشتی.
انشالله هفته آینده رو اول با خبر خوش تو شروع می کنیم بعد هم پریسا و متولد دی و هالان و رایکا و نی نی ناز و غریبه و ...
تازه بعدش نوبت اونهایی هست که تازه تو سیکل رفتند ... آخ جون چقدر اردیبهشت مامان داریم

نازدونه جون
منم نوین مشهد میرم و میدونم که دکتر رویا نصیری اونجا هم میاد و گاها در غیاب دکتر منصوری انتقال ها رو ایشون انجام میده. کاری از دست من برمیاد برات انجام بدم؟
در مورد اینکه گفتی می ترسی داروها رو استفاده کنه یا نه باید بگم که روی قراردادی که باهاش میبندی بیشتر دقت کن عزیزم و سعی کن اکثر پول رو بعد از به دنیا اومدن بچه بدی. اینجوری اگه کوتاهی کرد و خدای نکرده زبونم لال بچه از بین رفت دیگه اون به هدفش که همون پول گرفتن هست نمیرسه و به همین دلیل مجبوره که حسابی حواسش رو جمع کنه و مواظب نی نی باشه

آبتین جون
انشالله خرداد که بیاد تاریخ انتقال و آزمایش مثبت رو تو تقویم می نویسی بعد هم انشالله تاریخ زایمان رو... بوووس

آوا جون
خدا رو شکر که بهتری. انشالله جواب آزمایش ها هم عالی میشه

ترانه جون
تو کی سیکل انتقال رو شروع می کنی عزیزم؟
راستی جنین فریز داشتی درسته؟؟

الی بلا جون
من پیشنهاد می کنم اگه فرصت شو داری کلاس یوگا برو. هم از نظر جسمانی و هم روحی خیلی کمک می کنه و استرس هات رو کم می کنه

محیا جون
من هر وقت احساس می کنم از کسی خوشم نمیاد یا دلم باهاش صاف نیست زود براش طلب خیر و عافیت می کنم و اینقدر با خودم تکرار می کنم تا حس بدم نسبت بهش از بین بره.
اینجوری هم احساسم نسبت به اون خیلی بهتر میشه و هم دیگه می فرستمش به گوشه موشه های ذهنم و از فکر بهش رها میشم.

هالان جون
خوشحالم که اومدی از خودت و جوجوهات خبر دادی. انشالله که الان بهت چسبیدن و دارن بزرگ میشن.
ولی عزیزم چه انتظارهایی از حالا ازشون داری ها!!! آخه این کوچولو موچولو ها هنوز اندازه کنجد هم نیستند اونوقت انتظار داری باهات بای بای کنند!! چه روزی آزمایش میدی؟

ثمره زندگی جون
یادت باشه موقع زایمانت برای منم دعا کنی ها. یاد دوستم افتادم که زایمانش با بی حسی بود و می گفت من تا اومدم حس بگیرم تا برای کسی دعا کنم دکتر اونقدر سریع عمل کرد و پسرمو بهم نشون داد که یادم رفت و هیچ کسی رو دعا نکردم!!
خلاصه بعدا از این حرفها به من نزنی که اصلا قبول نیست. این زنبیل قرمزه جلوی صف مال منه
‎پروردگارا مادرشدن را قسمت تمام دوستان سخت کوشم قرار بده که با وجود مشکلات دلي پراميد دارند به وسعت درياها و به محکمي کوه و به نرمي نسيم و به لطافت باران... آفريدگارا بهترين هاي آسمان را نصيبشان کن
صفحه 250 از 930 اول قبلی  245   246   247   248   249   250   251   252   253   254   255  بعدی آخر صفحه
اظهار نظر

پر کردن فیلدها یی که با علامت * مشخص شده اند الزامی است.
*متن: