موضوع: آي وي اف در اهواز؟! + اظهار نظر

صفحه 79 از 232 اول قبلی  74   75   76   77   78   79   80   81   82   83   84  بعدی آخر صفحه
کاربران حاضر: 0 کاربر و 1 مهمان
ايسان پست ها : 446عضویت:1390/8/14
1392/4/6 - 12:24 صبح
مهشید جون.نمیدونم چی بگم که یه کم ارومت کنه.چون خودم بارها جواب از منفی رو دادن دستم و اون موقع هیچ چیزی نمیتونست ارومم کنه با وجود اون همه سعی و تلاشی که کرده بودم.فقط از خدا برات صبر میخوام همین.

باران جون منم خوبم خدا رو شکر.فعلا که هیچ خبری نیست.اره یه هفته اس ای یو کردم.ولی اصلا استراحت مطلق نیستم.استراحتم زیاده ها ولی نمیخوام به خودم سخت بگیرم.ایشالله هر چی خیره برا هممون پیش بیاد

التماس دعا
غزل پست ها : 916عضویت:1391/5/18
1392/4/6 - 12:33 صبح
مهشید جون دوست خوبم حق داری که ناراحت باشی حتی گریه کنی ولی کم نیار ما باید با مشکلات زندگی بجگنیم هر که یه جور مشکل داره تو زندگیش و نصیب ما این شده که دنبال مداوا کردن برای بارداری باشیم .یکی دوماهی استراحت کن و دوباره شروع کن .
فکر نکن اینها رو فقط به تو میگم نه ......با خودمم هستم من به مادر شوهرم قول دادم اینقدر میرم و میام تا بچه دار بشم چون حق مونه که مادر بشیم حق شوهرهای گلمونه که پدر بشن .
باز هم سعی باز هم تلاش میکنیم.
می بوسمت دوست عزیزم
دلم به مستحبي خوش است که جوابش واجب است السلام عليک يا ابا عبدالله (ع)
bahar30 پست ها : 1591عضویت:1390/4/26
1392/4/6 - 8:22 صبح
مهشید واست خیلی ناراحت شدم
نمیدونم چی بگم

منم دیروز رفتم پیش خانم دکتر پورمطرود خیلی مهربون و پرانرژی بود خوشم اومد ازش
واسه تقویت همسرم پنتوکسی فیلین و زینک پلاس نوشت و گفت ماه دیگه بیا واسه iui

ببینم خدا چی میخواد
تو شاهکار خالقي,تحقير را باور نکن.بر روي بوم زندگي هر چيز مي خواهي بکش,زيبا و زشتش پاي توست تقدير را باور نکن.خالق تورا شاد آفريد,آزاد آزاد آفريد,پرواز کن تا آرزو, زنجير را باور نکن.
مهشيد پست ها : 2407عضویت:1389/8/1
1392/4/6 - 10:23 صبح
ممنون دوستا سخته دیروز سیردل برا شانسم گریه کردم وتا کدوئین نخوردم خواب نبرد

ولی صبح بهتر بودم زندگی ادامه داره اخه من تو یه جای زندگی میکنم که تو کوچه همه شوشوها باهم همکاران تو یه شرکت کارمیکنن واینطوری خانومهاشونم باهم درارتباطن دیگه تقریبا همشون منو میشناسن وباهم بیرون میریم باشگاه میریمم
خلاصه همه نی نی دارن غیرمن این کارموسخت ترکرده هی باید برای غیبتهام سوال جواب پس بدم دوستم ندارم که دروغ بگم گاهی مجبورمیشم ولی دلم نمیخواد چیزی بگم اخرین نفری هم که مامان نبود دیروز از داده ازش مثبت شده ودیگهههه همه چشمشون به منه من که اینقدر که از این همسایه ها میترسم سوال جوابم کنن از فک وفامیل نمیترسم چون اونا روخیلی دیربه دیرمیبینم موندم اخرمجبورشم لو بدم که دیگه دست از سرم بردارن



بهاری جونم وایسان جون انشاا.. شمامامانید

بهار 30 خوب بود دکی پس خداروشکر ازمایشاتو دید نظرخودش همون ای یو ای بود ؟


غزل جون یادم نمیاد توچه مرحلی هستی ؟
خدايا خواستم بگويم تنهاايم اما نگاه خندانت مرا شرمگين کردچه کسي بهترازتو.....
bahar30 پست ها : 1591عضویت:1390/4/26
1392/4/6 - 10:55 صبح
مهشید خیلی خوبه که اینقدر قوی هستی
من به داشتن دوستی به قدرت و روحیه تو افتخار میکنم

رو برد مطب دکتر پور مطرود یه شعر نوشته بود که خیلی به دلم نشست:
به روزگار شبی بی سحر نخواهد ماند
چو چشم باز کنی
صبح شب نورد اینجاست

انشاا... صبح شب نورد ما هم به زودی زود میاد

با یه خانمه آشنا شدم که میگفت کلی دوا و درمان کرده ،دو بار رویان میکرو کرده ول جواب نگرفته و بعد از چند ماه به طور طبیعی باردار شده و خدا رو شکر الان پسرش سه سالشه الان هم واسه نازایی نیومده بود
همه چیز دست خداست

من پارسال که iui کردم به کسی نگفتم ولی ایندفعه رو میخوام بگم هم اینکه همه واسم دعا میکنن و هم اینکه نمیخوان نصیحتم کنن که برم دکتر و از روشهای کمک باروری کمک بگیرم (نمیدونن خودم دکتر نرفته نذاشتم)
البته جریان ناباروری ما رو اکثرا میدونن و اینجوری خیلی راحت ترم تا بخوام وانمود کنم خودمون نمیخواهیم و هزار تا حرف و نصیحت بشنوم



تو شاهکار خالقي,تحقير را باور نکن.بر روي بوم زندگي هر چيز مي خواهي بکش,زيبا و زشتش پاي توست تقدير را باور نکن.خالق تورا شاد آفريد,آزاد آزاد آفريد,پرواز کن تا آرزو, زنجير را باور نکن.
bahar30 پست ها : 1591عضویت:1390/4/26
1392/4/6 - 10:56 صبح
راستی دیروز هر کسی نوبت میخواست منشی واسه اوایل شهریور نوبت میداد

تو شاهکار خالقي,تحقير را باور نکن.بر روي بوم زندگي هر چيز مي خواهي بکش,زيبا و زشتش پاي توست تقدير را باور نکن.خالق تورا شاد آفريد,آزاد آزاد آفريد,پرواز کن تا آرزو, زنجير را باور نکن.
غزل پست ها : 916عضویت:1391/5/18
1392/4/6 - 11:21 صبح
مهشید جون من قراره انتقال جنین بدم آبان ماه یه بار انتقال دادم که منفی شد حالا رفتم رویان برای ادامه درمان گفتن از روز 5 پریودی قرص ال دی و از روز 17 آمپول سوپرفکت رو بزنم 30 ام تیر هم میرم برای سونوی مجدد و داروی جدید.
عزیزم ناراحت نباش همکارهای همسر من و خانم هاشون کاملا از جریان من خبر دارن چون شوهرم همه رو پیش همکاراش میگه اونا هم به خانم هاشون میگن وقتی همدیگه رو می بینیم می بینم بله از خودم بهتر در جریانن .
شوهرم میگه دیگه همکارام روزهای پریودی ات دستشونه .چه میشه کرد.بیچاره دوست داره با یکی درد و دل کنه .
خانواده شوهر من تا محرم پارسال خبر نداشتن که ما دنبال دوا درمانیم یه شب که پدر همسری بهم گیر داد بابا دیگه دیر شده من هم همه چیز روز از ابتدا براشون گفتم .خداییش خیلی ناراحت شدن مادر شوهرم و خواهر شوهرم طفلی ها گریه کردن ولی من و همسرم راحت شدیم کلی از استرسمون کم شد .اصلا دیگه بهمون کاری ندارن
تازه پدر شوهرم سفارش کرده بود که غزل رو اذیت نکنین بذارین استراحت کنه .
راستی دوستت که با شما آزمایش داد گفتی آی یو آی کرده جوابش چی شد؟
دلم به مستحبي خوش است که جوابش واجب است السلام عليک يا ابا عبدالله (ع)
*باران* پست ها : 13769عضویت:1390/4/6
1392/4/6 - 12:49 عصر
سلام

مهشید جون من دیشب خونه نبودم که پست گزاشتی از خونه مامانم اینا چک کردم دیدم نوشتی منفی شده کلا به هم ریختم نتونستم پست بزارم.اومدم خونه نشستم کلی گریه کردم.دست خودم نبود خیلی دلم پر بود.اخه همینکه پست تورو دیدم خالم زنگ زد به مامانم که ازمایش داده و بارداره...یه پسر داشت کلاس سومه الانم 4یا5ماه اقدام کرده واسه دومی دیروز خبر بارداریشو داد.هم خبر اون هم خبر تو داغونم کرد و شاید یک ساعتی اشک ریختم.شوشو خیلی ناراحت بود منم با استامینوفن خوابم برد.حالمم هیچ خوب نیست.پریود هم که شدم فکر کنم هورمونام به هم ریخته

به هر حال دوست جونی همه چیز دست خداس فعلا که داره تحمل مارو اندازه گیری میکنه.مراقب خودت باش و به خودت برس.بوووووس

خدایا شکرت
ماه تكه پست ها : 2717عضویت:1391/1/11
1392/4/6 - 2:03 عصر
مرسی دیبا جون
ام ام 60 نه این عمل خودش لوله رو باز میکنه
اگه استانه دردت بالا باشه تو مطب بدون بیهوشی .اگه دیدن نمیتونی تحمل کنی میبرن اتاق عمل با یه خواب اور ساده ده دقیقه ای درش میارن.اصلا نگران نباش
یک خانواده خوشحال چیزی جز یک بهشت زودرس نیست
ماه تكه پست ها : 2717عضویت:1391/1/11
1392/4/6 - 2:05 عصر
ام ام گفتن بیمارستان بری یا تو مطب انجام میدن
بچه ها بازم اگه کسی دکتر نیکبخت رو میشناسه بگه.مرسیییییییییییییی
یک خانواده خوشحال چیزی جز یک بهشت زودرس نیست
مهشيد پست ها : 2407عضویت:1389/8/1
1392/4/6 - 2:27 عصر
بهار 30 مرسی

غزل جون من خانواده هام از همون اول گفتم مشکلی از اون طرف ندارم ولی حوصله دل سوزوندن کسای که هرروز میبینم روندارم انشاا... به سلامتی انتقالت مثبت باشه اون دوستمم پیش مرمضی ای یو ای کرده بود باراولش بود پیش مرمضی باهم رفتیم از دادیم اون بتاش 60 بود


باران جونم خودتو اذیت نکن باید صبوری کنیم
خدايا خواستم بگويم تنهاايم اما نگاه خندانت مرا شرمگين کردچه کسي بهترازتو.....
dibaa پست ها : 29عضویت:1392/2/4
1392/4/6 - 4:47 عصر
مهشید جون الان کامنتت رو دیدم ... نمیدونم چی بگم فقط میدونم برای هر کسی وقتی و زمانی داره. الان با روشهای بارداریی که اومده خیلی خیلی امکانش کمه که کسی باردار نشه ... پس مطمئن باش این ماه زمانش واست نبوده وگرنه دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره ... ایشالا بدون این درمونها، وقتی که فکرشم نمیکنی خدا نی نی بذارت تو دلت و دلت رو شاد کنه
       مبارک باشه :)
ترانه پست ها : 337عضویت:1389/1/18
1392/4/6 - 7:25 عصر
سلام مهشید جون
خیلی ناراحت شدم آزت منفی شد امیدوارم بزودی بطور طبیعی باردار شی فقط امیدت وتوکلت روبه خدا از دست نده.
یه سوال داشتم شما که شرکتی هستی فکر کنم بتونی جواب بدی . می دونی که شرکت نفت فقط تا سه بار هزینه ivf رو میده می خاستم بپرسم من این بار هایپر شدم وانتقال ندادم در عوض فریز کردند پول هم کامل پرداخت کردم گفتن پولی را که ما از شما بابت انتقال گرفتیم برای فریز کردن بر می داریم وموقع انتقال 450000 تومان بابت انتقال می گیریم ولی کلینیک ذکریا برام فاکتور کرد انتقال انجام شده ( برا گرفتن هزینش از شرکت) می خاستم بدونم این 450 هزار تومن رو که بعدا موقع انتقال(شاید ماه دیگه )از من می گیرن رو چطور از شر کت بگیرم
چون اگر از اول برگه اعزام رو بگیرم بار دوم ivf محسوب میشه در حالی که من بار اوله که ivf می کنم
شما که چند بار جنین فریز انتقال دادی چطور هزینش رو از شرکت گرفتی؟/؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بهاري! پست ها : 4285عضویت:1390/10/19
1392/4/6 - 8:18 عصر
سلام به همه دوستان خوبم

مهشید جون از دیروز که خبر منفی شدن آزت رو دیدم واقعا دلم گرفته. اصلا از مرمضی و کارش ناامید شدم. ولی الان که خوندم دوستت با اولین آیوآی پیشش نتیجه گرفته یه خرده بش امیدوار شدم!
من شما رو تا حالا نیدم و احتمالا هیچ وقت هم نمیبینم ولی نمیدونی از دیروز چقد برات غصه خوردم و گریه کردم
خدا بزرگه. به قول بچه ها تا خدا بمون نی نی نده کوتا نمیایم!!!
من نمیدونم آخرش برات جنین 5روزه انتقال دادن یا نه؟ لان برنامه ت برا ادامه درمان چیه؟ میخوای بری زیر نظر پورمطرود؟


بهار30 دکتر هیچ تشخیصی برا مشکلتون نداد؟ خودش گفت بیا آیوآی یا پیشنهاد خودتون بود؟
پنتوکسی ایرانی برا شوهرت گرفتی؟ روزی چندتا گفته بخوره؟ زینک چطور؟

ایسان جون شما کی باید برین آز بدین؟ شما استراحت میکنین؟ من که فقط دوروز اول استراحت کردم بعدش دیگه بیخیال شدم

ترانه و ماه تکه جون براتون آرزوی موفقیت دارم

غزل جون ظاهرا روش و داروهایی که شما برا انتقال استفاده میکنین با مهشید جون متفاوته! چرا!؟

باران جون پریت اومد!؟ رفتی سونو؟

دیبا جون نی نی چطوره؟ راحتی؟ ویار که نداری ایشالا!؟

«بسم الله الرحمن الرحيم» «إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ الكوثر»
بهاري! پست ها : 4285عضویت:1390/10/19
1392/4/6 - 8:20 عصر
بچه ها این دکترپور مطرود روش آیوآیش مثل دکتر مرمضی هست یا متفاوته؟ آخه به نظرم مرمضی خیلی دیر سونو میکنه و این به ضرر ماست. میکرو هم انجام میده؟
میخوام اگه فکرمی کنین کارش بهتر از دکترمرمضیه منم از حالا یه نوبت پیشش بگیرم برا ادامه درمان

ممهشید جون مشکل این دوستتون که با آیوآی باردار شده بود چیه؟ خودش مشکل دشت یا شوهرش؟

چند روز پیش خواب دیدم سه تا انگشتر طلا گرفتم و دستم کردم. یکیش همون انگشتری بود که خودم دارم ولی دوتا دیگه جدید بودن! یکیشون هم نگین فیروز درشت داشت! ایشالا که تعبیرش خوب باشه!!!
«بسم الله الرحمن الرحيم» «إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ الكوثر»
مامان حسام (ان شالله به زودي) پست ها : 748عضویت:1391/4/9
1392/4/6 - 8:36 عصر
سلام مهشید عزیزم
واقعا ناراحتم برات اما هیچ راهی جز قبول واقعیت نیست

دوستای گلم الان داشتم تکرار خداحافظ بچه رو میدیدم
دادم به حال و روز پارسالم افتاد دقیقا همین موقع ها بود که ب ای بار اول سیکل آی یو آی رو شروع کردم و وقتی منفی شدم داشت فیلم و پخش میکرد چقدر اشک ریختم غافل از اینکه چه راه سختی در پیش داشتم
چهار بار آی یو آی و البته قبلش جراحی برای کیست تخمدان و بعد هم لاپراسکوپی و هیستروسکپی
اما مطمئن باشید یه روزی میاد که نی نی تو دلتونه و این روزها همش خاطره میشه هرچند سخت میگذره اما میگذره
امیدتونو از دست ندید خدا خیلی بزرگه
خدا جونم هرگز نگويمت كه بيا دست من بگير عمريست گرفته اي مبادا رها كني
غزل پست ها : 916عضویت:1391/5/18
1392/4/6 - 10:19 عصر
مهشید جون خیلی خوبه که به خانواده هاتون گفتید اینطوری استرس خیلی کم میشه .در ضمن تو مجبور نیستی که به همکار و همسایه هم جواب پس بدی .حالا که اینقدر فضولن که می پرسن تو هم جواب سر بالا بده بگو مثلا تا خونه نخریم قید بچه رو زدیم یه جواب بده با توجه به شرایطتت که دیگه ازت سوال نپرسن .
بهاری عزیز والله خودم هم تعجب کردم که چرا روش انتقال مهشید جون اینطوری بود تقریبا بچه های دیگه که انتقال میدن کم و بیش روش درمانی شون مثل منه برای همین می خوام به مهشید بگم نا امید نباشه احتمالا روش درمانی دکتر مرمضی ایراد داره ای کاش مهشید می تونست برای درمان به تهران بره
باورتون نمی شه من 2 -3 سالی که اهواز تحت درمان بودم (دکتر باور-دکتر مهرداد -دکتر دیباوند-....) یکی شون برام آز کم خونی ننوشته بودن وقتی رویان رفتم متوجه شدم ذخیره آهن که حداقل اش 40 باید باشه برای من 2 بود تو این یه سالی که روزی سه تا قرص آهن خوردم شد 113 که عالی شد .
کاش شما هم این آزمایش رو بدید تازه متوجه شدم کم کاری تیرویید هم دارم که دارم قرص تروکسین مصرف میکنم.
کسی پیش دکتر مطرود آی وی اف کرده روش درمانی اون چطوره؟
دلم به مستحبي خوش است که جوابش واجب است السلام عليک يا ابا عبدالله (ع)
مهشيد پست ها : 2407عضویت:1389/8/1
1392/4/6 - 10:41 عصر
ترانه جون رفتم پرسیدم گفتن که تا وقتی نتیجه بگیری هزینه ها میدیم کارندارن دیگه چندبار میشه چند ماهی تصویب شده پس میتونی از امور هزینه ها بپرسی که این مبلغ رو چطوری بیاری ازت قبول میکنن ببین تو فاکتور چی بنویسی خودشون بهت میگن توهم برو به منشی بگو برات بنویسه اگر نتونستن راهنمایت کنن با دکی صحبت کن هزینه شو برات یه ای یو ای بنویسه جاش برات تازه بهتر هزینه ای یو ای رو کامل میدن ولی هزینه انتقال رو نه کامل نمیدن من چون اهواز دکی بود اعزام نداشتم ولی تهران برم باید اعزام بگیرم که پرواز وهتل بدن ببین من بعد از پانچررفتم بیمارستان گفتم پرونده امو میخوام برای شرکت مسئولش گفت صبرکن تا طوری اماده اش کنم که شرکت میخوادش بعد اماده کرد داد برم قسمت اموز هزینه ها به یه کپی از برگه که شرکت تقبل هزینه کرده دادم حساب کرد بردم شرکت سرماه پول اومد توحساب برای فریزها هم همینطور بودبازم سوالی داری بپرس من پتروشیمی هستم شایدم با نفت فرق کنه

بهاری جونم نه جنینم منگل بود هههه 3روزه بود دوستم قبلا پیش دکی های دیگه 6باری ای یو ای انجام داده بود یه میکرو هم پیش مرمضی انجام داد نگرفت فریزهم نداشت دکی گفت استراحت کن بیا ای یو ای که براش گرفت شوهرش مشکلی نداشت خودشم با قرص فولی های خوبی داشت میخوام برم پیش پورمطرود فقط ببینم نظرش چیه چه تشخیصی میده پیش مرمضی هم میرم میخوام باهم تطبیقشون بدم اگر چیزه خواستی نبود شاید پیش یکشون ادامه بدم شاید برم تهران میخوام تو این چندوقتی که استراحت میکنم این حداقل ازی چیزی مینویسن روانجام بدم خودتم ناراحت کن انشاا.. باهمین ای یو ای مامانی دوستمم درعین ناامیدی مامان شد


دیبا جونم مررسی گلم

مامان حسام توکل به خدا کی میری برای تعین جنسیت

غزل جون بابا سخت نگیریم بهتره پس این همه ادم که هرسری میریم مطب میبینیم باردارن باهمین روشها باردارشدن خو پس چرا مانه من چون میخواستم زیاد به خودم سخت نگیرم اینجا موندم وگرنه تهران راحت میرم ولی تهران رفتن بران نثل اخرین راه انگار منتظرم ناامید بشم بعد برم الانم یکم ناامیدم خخخ
خدايا خواستم بگويم تنهاايم اما نگاه خندانت مرا شرمگين کردچه کسي بهترازتو.....
ايسان پست ها : 446عضویت:1390/8/14
1392/4/6 - 11:28 عصر
سلام.
مهشید جون خوشحالم بهتری.انشالله خدا بهترین راه رو جلو پات بزاره.

بهاری جون راستش من اینقد میکرو و ای یو ای کردم که دیگه پوست کلفت شدم.اینبار زندگی عادیمو داشتم حتی یه لحظه هم به اینکه ای یو کردم و باید مراقب باشم فکر نمیکنم.هر چی خدا بخواد همون میشه.

یه هفته دیگه از دارم .توکل به خدا

راستی مهشید جون پتروشیمی اهوازی؟مگه اهوازم پترو شیمی داره؟ببخشید تو رو خدا یه لحظه فوضولیم گل کرد.
بهاري! پست ها : 4285عضویت:1390/10/19
1392/4/7 - 12:46 صبح
مامان حسام خدا رو شکر که عاقبتش ختم به خیر شد. ایشالا نه ماه بارداری رو به سلامت طی کنین

غزل جون ظاهرا دکتر مرمضی کلا زیاد دارو نمیدن! خوب یا بدش رو نمی دونم! من خودم رویان که آیوآی کردم بم شیاف پروژسترون دادن ولی اینجا دکتر چیزی نداد!

طفلی دوستتون هم کلی سختی کشیده! امیدوارم بارداری خوب و راحتی داشته باشه عوض اینهمه زجری که کشیده!
کاش شوهرت رو بفرستی آریا آز بده شاید وضعش بهتر شده باشه. یا بره پیش ارولوژیست دارو بگیره و یه مدت مصرف کنه. خدا رو چه دیدی! شاید جواب داد
از همون روز اول که رفتم برا کارا آیوآی گفتم خدایا هر چی خیره! الان هم هنوز رو حرف خودم هستم. دعا میکنم اگه خیره جواب آزم مثبت شه! هر چند منفی شدنش برام کم سخت نیست

کار خوبی کردی ایسان جون. فقط کار سنگین نکن. پیاده روی زیاد و پله بالا پائین رفتن خوب نیست. سعی کن اینا رو انجام ندی
«بسم الله الرحمن الرحيم» «إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ الكوثر»
صفحه 79 از 232 اول قبلی  74   75   76   77   78   79   80   81   82   83   84  بعدی آخر صفحه
اظهار نظر

پر کردن فیلدها یی که با علامت * مشخص شده اند الزامی است.
*متن: