در مورد حكيم نباتي - صفحه 1

موضوع: در مورد حكيم نباتي + اظهار نظر

صفحه 1 از 54  1   2   3   4   5   6   7   8   9   10  بعدی آخر صفحه
کاربران حاضر: 0 کاربر و 1 مهمان
bahar پست ها : 2115عضویت:1388/6/17
1388/7/14 - 10:49 صبح
آيا كسي در مورد حاج آقا قنبري يا همان حكيم نباتي تجربه باردارشدن به وسيله دعاي ايشان و دادن انرژي در مورد خودش يا آشناهاش داره ؟ به نظر شما ميشه به اين مورد معتقد بود لازم به توضيح است ايشان هيچ هزينه اي در قبال كارشان نمي گيرن و منزلشان در دزاشيب تجريش است و فقط روزهاي 1 شنبه و 3 شنبه 400 نفر را ويزيت ميكنن كه صبحها بيماران را ويزيت ميكنن و همان روز بعد از ظهر كساني كه خواهان اولادند نيز و مشكلات مالي را .
bahar پست ها : 2115عضویت:1388/6/17
1388/7/14 - 11:17 صبح
يعني هيچكس نميدونه؟
نازنين پري ها پست ها : 4549عضویت:1388/1/10
1388/7/14 - 11:23 صبح
ما بچه خواهرمو برديم پيشش . اصلا طول نمي كشه پول هم كه نمي گيره . پس امتحانش ضرر نداره
آلما پست ها : 422عضویت:1387/7/6
1388/7/14 - 11:23 صبح
سلام

من دو سال پيش رفتم پيش آقاي قنبري كه همه به اسم حاج آقا نباتي مي شنا سن اول بايد تماس بگيري خودتم نه

شوهرت چون جواب خانم ها را نميده شوهرت تماس بگيره بگه براي بچه دارشدن ميخواهيم بياييم بهتون ميگه 40 روز

نبايد تحت هيچ شرايطي نمازتون قضا بشه و خانم بايد چادر سرش كنه بعد از 40 روز اولين روزي كه ميتوانه ببيندتون

ميرين اونجا البته فقط شوهرتون را ميبينه بعد كه نوبتش شد بهش نبات مي ده و ميگه چكار كنيد من نتيجه نديدم البته

سي دي هاي ايشون را ديده بودم بودند كسايي كه نتيجه گرفته بودند حتي آقايي بود كه ميگفت خودش مشكل

داشته بعد از چندين سال با نبات و دعاي آقاي قنبري 4 فرزند داشت من چون چادر سر نكردم شايد نتيجه نديدم ولي

نمازمون تو اون چهل روز قضا نشد بهمون دو تا تكه كوچك نبات داد گفت قبل از نزديكي بخوريد به ما گفت بچه دار

ميشين و بايد وقتي خانمت 4 ماهه كه شد بيارش اينجا و بعد گوسفند نذر كني و كامل بدي بيرون ولي ما هنوز بچه دار

نشديم شما برو انشااله نتيجه ميگيري حتمابيا خبر بده چكار كردي آدرس دقيقش هم دزاشيب كوچه شهيد رمضاني

نبش كوچه آتش نشاني هستش تا وسطهاي كوچه كه بري خونه مشخصه نبش يه بن بست از سوپري ها هم كه

برسي بهت نشون مي دن انشااله شما نتيجه بگيري حتما شوهرت بايد تماس بگيره 7 صبح همينطوري نميبينه بايد

از قبل تماس بگيري تو گوگل هم سرچ كني مطالبي در مورد ايشون پيدا ميكني
نازنين پست ها : 135عضویت:1387/4/13
1388/7/14 - 11:23 صبح
دكتر نباتي براي بيماران "
سلام.

محسن هستم.

هفته دوم مهرماه به حكم قادر لايزال هفته با بركتي بود براي من. هرچند به ديدار جمال با صفاي "پير مهر" نايل نشدم.

چه نام زيبايي داره آقا!. پير مهر. هم پير و مراده و هم تجسم مهر و مهربوني. تا نبينيش لطافت وصلش رو لمس نميكني، هرچند اين وصل ناديده باشه. اسم ديگه اش "حاج آقا نباتي" يا "دكتر نباتي" ايه. چون آقا به بيماراش فقط يه تيكه نبات ميده كه حكايتي داره برا خودش...

يك ساعت و ربع از وقتيكه غول آهني پرنده از كنار ساحل آبي و شرجي خليج فارس پرواز كرده، ميگذره و كم كم پهنه وسيعي به نام تهران به چشمت ميآد. هرچند چشم ياراي ثبت ابتدا و انتهاش رو نداره. دل همچنان ميطپه. نه از بيم ارتفاع و استرس نقص فني! از بابت اينكه چي ميشه و چي نتيجه ميده؟ نيتي كه براش اومدم تهرون. نيت همان دل پرطپش!

هواي مطبوع پاييزي تهران در كنار تابش تند آفتاب قدري تابستوني ميزنه. اما آتيش بباره هم بايد رفت براي ديدن اونكه براي ديدنش هزارو چند صد كيلومتر راه اومدي!

- دربست...! دربست...!

- كجا؟

- تجريش، ميدان قدس، خيابان دزاشيب، كوچه جنب آتش نشاني، بعد از سوپرماركت، كوچه دارالشفاء

- بيا بالا...

...و سمند خوشرنگ و تر و تميز فرودگاه سرخوش از شكار چرب و چيلي صبحگاهي ميتازه به سمت تجريش...

تو هول و ولاي چي ميشه و چي نميشه، با صداي آمرانه راننده به خودت مياي كه ميگه: خوش آمديد! و اين جمله يعني رسيديم بعد از يه ساعت و تو نفهميدي كجا رفتيم و چه ترافيكي رو پشت سر گذاشتيم و الان هم دوبله پارك كرديم و ملت پشت تاكسي فرودگاه، غضبناك بوق ميزنن كه يالا زود پياده شو!

پياده ميشي و كوچه رمضاني يا همون كنار آتش نشاني رو ميري پايين. تاپ تاپ قلبت هم با هر قدم بيشتر ميشه كه البته شيرينه. سوپرماركت رو كه رد ميكني و همينطور كه چشم ميچرخوني يه تابلوي سفيد رو ميبيني كه روش نوشته : دارالشفاء قائم و قدمها رو تندتر ميكني...

اما خلوتي كوچه برات عجيبه!... ميرسي سر كوچه دارالشفا و بله... يه در كوچيك آهني كه روش پره از دلنوشته هاي حاجتمندايي كه مثه من اومدن و در بسته بوده! يه تابلو هم رو سر درش زدن و زمان پذيرش و نوبت گرفتن و تلفن رو نوشتن... ميرم كنار جووني كه داره تابلوي سردرب رو ميخونه و اونم مثه من به در بسته خورده. قدري پاسست ميكنم و ميايستم اونجا به اميد اينكه در باز شه اما خبري نيست و بايد برگردي. حداقل بنويسم شماره رو... رو تابلو نوشته:

ملاقات بيماران فقط با وقت قبلي، تعيين نوبت روزهاي دوشنبه و پنجشنبه از 7 صبح تا 1 بعدالظهر و فقط جوابگوي آقايان است. تلفن: 22253370 (021)

بر ميگردم. كوچه سربالايي نسبتا تندي داره. آفتاب تند تهران هم مزيد بر علت. به سوپرماركت ميرسم و يه بطري كوچيك آبمعدني طلب ميكنم. تا آب معدني برسه، چشم ميندازم به شهرفرنگ جنساي رنگ و وارنگ چيده شده پشت ويترين پيشخون سوپرماركت. يه چيزي بيشتر از همه چشمم رو ميگيره.

يه سري كارت و شايد بهتر بگم تابلوهاي كوچيك و بزرگ كه يه "علي" بزرگ وسطش نوشته شده و نقش و نگارهايي شبيه طلسم داره و نام پنج تن و ... .

از فروشنده خوشرو كه مرد جا افتاده و باحوصله ايه ميپرسم كه: اينا چي هستن و جواب ميشنوم دعاست.. دعايي كه حاج آقا حسين قنبري قائم يا حاج آقا نباتي تفويض كردن و مشتمل بر آثار و بركات زياديه كه پشتشون نوشته... و بعد با انگشت به بالاي سرش گوشه مغازه اشاره ميكنه و ميگه: اينم عكس حاج آقاست...

الله اكبر!... عجب چهره نوراني و مهربوني! ... بخدا تا نبينيد، متوجه نميشيد. مثه يه پدربزرگه مهربونه... محاسن بلند سفيد و ...

محو چهره نوراني حاج آقا بودم كه شنيدم فروشنده ميگه: حاج آقا سي دي هم دارن و توش شمه اي از كرامات و همچنين سخنراني آقا هست. اما تموم كرديم...

- نه!... دست خالي برگردم؟... خداخيرت بده آقا يه جوري عكس و سي دي آقا رو رديف كن برام ...

- سي دي رو شايد بشه تا 1ساعت ديگه اما عكس رو شرمنده ام....

يه ساعت بعد سه تا سي دي و چند تا دعاي مخصوص "حاج آقا نباتي" يا "پير مهر" توي دستم از سوپرماركت ميام بيرون. خوشحال از اينكه دست خالي برنميگردم و راهي ميشم به سمت شهر و ديارم...
bahar پست ها : 2115عضویت:1388/6/17
1388/7/14 - 11:33 صبح
به نظر شما اگه مانتو روسري بپوشي و كامل حجاب داشته باشي نميشه چون منم مثل شما نياز جون چادر سر نمي كنم.
آلما پست ها : 422عضویت:1387/7/6
1388/7/14 - 11:50 صبح
ملي جون منم چادر نكردم اون خيلي تاكييد روي چادر داره و نماز نميدونم خانمها را هم فقط اونايي كه بيماري حاد دارند را اگر متاهل باشند اول شوهر بعد پدر اگر پدر درقيد حيات نباشه برادر اونايي را هم كه مجرد باشند با پدر يا برادر درغير اين صورت به هيچ عنوان نميبينه منم حجابم را رعايت كردم اما هيچ نتيجه اي نديدم اون تفويض هم كه معروفه خريدم براي ماشين و خونه و خودمون و ني ني آينده
مامي پست ها : 1040عضویت:1388/1/18
1388/7/14 - 11:51 صبح
نه بايد پادر بپوشي تا يه مدت ...حتي تو خونه اگه نا محرم بياد
ظاهر زندگي ديگران را با باطن زندگي خود مقايسه نکن .....
Arghavan پست ها : 1090عضویت:1388/3/20
1388/7/14 - 12:19 عصر
دوستان سلام
ضمن تشكر از متن زيبا و تأثير گذار جناب محسن خان،
يكي از بستگان ما كه خدا رحمتشان كنه دچار بيماري ام اس بودند. اين مسئله به حدود 12 سال پيش برميگرده. اون موقع ايشون به ملاقات حاج آقارفتند و تا مدت زيادي بيماري رو به هر نحوي بود كنترل كردند. من نمي تونم ايشون رو تأييد يا نفي كنم. ولي چيزي كه در اون مدت ديدم اين بود كه اين مسئله يه مسئله دلي و اعتقاديه. اگه اعتقاد داشته باشي به شيوه كار (حالا هرچي كه باشه) حتماً جواب ميگيري. كه اين امر هم به تلقين فرد برميگرده.
اولين راه غير متعارفي كه ايشون براي درمان بيماري تجربه كردن دكتر نباتي بود كه تا مدت زيادي برايشان نتيجه بخش بود بعد از اون به سراغ خانواده اي رفتند كه اعتقاد داشتند نظركرده امام زمان هستند و هر سه شنبه به دستور آقا در اون خانه نماز امام زمان خونده ميشد و نهايتا بعد از اون با موسسه حجامت ايران آشنا شدند كه مدت 4 سال در اين موسسه تحت نظر بودند و به خوبي جواب گرفته بودند. توضيح كامل مسائل مربوط به اين موسسه و دليل فوت ايشون از حوصله بحث خارجه اما به حد فوق العاده بينظيري درمان شده بودند و تقريبا در اين 4 سال از هيچ داروي ام اسي استفاده نكردند. يكي ديگر از دوستان هم بعد از 7 سال توانست داراي فرزند شود. من پيشنهاد ميكنم عزيزاني كه اين مشكل رو دارند به اين موسسه مراجعه كنند. پايه درمان ايشان داروهاي گياهي و اصلاح عادات غذايي با توجه به طبيعت مواد غذايي (گرم و سرد بودن طبيعت غذا) است. در خصوص رعايت رژيم غذايي و دارو براي فرزنددارشدن هم توصيه ها هم به زن و هم به مرد داده ميشه كه بايد رعايت كنند.البته به دليل فوت عزيزي كه بيماري ام اس داشتند از بستگان ما هيچكس ديگه اونجا نميره چون به هر دليل موجه يا غيرموجه اون موسسه رو دليل اين اتفاق ميدونه ولي چيزي كه نميشه انكارش كرد اينه كه توصيه هاي اين موسسه بخصوص براي حفظ سلامت و تندرستي را تائيد ميكنم. در اين موسسه كه با مديريت آقاي خيرانديش اداره ميشه پزشكان با تخصصهاي مختلف پزشكي از درمان هاي طب سنتي اسافاده ميكنند. به همين دليل هم اين درمانها جوابگو هستند. شماره تلفن اين مركز رو كه در خيابان كارگر جنوبي، خيابان فرصت شيرازي پلاك 77 است ميتونيد از 118 بگيريد و از اين طريق وقت بگيريد. انشااله موفق باشيد.

ضمنا ملي جون
اونجا حتما بايد با چادر و با يكي از محارم درجه اول بري. بدون چادر هم به هيچ عنوان پذيرش ندارند.
مستاجر پست ها : 991عضویت:1389/1/6
1389/3/20 - 10:14 عصر
بله واقعا الهي خدا اين علماي روي زمين را نگه داره و روز به روز علمشون را بيشتر كنه
وحيد پست ها : 1عضویت:1389/10/1
1389/10/1 - 6:29 عصر
سلام

من زياد كاري با وب سايت هاي حوزه ي زنان ندارم اما داشتم تو اينترنت چرخ مي زدم كه به مطلب حاج آقا نباتي برخوردم
در اين رابطه بايد بگم كه من زماني كه منزل ايشون خيابون گرگان بود به خاطر فلج اطفال و كاملا شفا گرفتم و الان هم دهه ي فاطميه 10 روز خونومون جلسه ي روزه داريم و نظري مي ديم و الان هم كه حدودا 19 سال از شفا گرفتنم مي گذره و الان 23 سالمه در سطح بالا فوتبال بازي مي كنم و هيچ مشكلي با پاهاي خودم ندارم
سال 85 هم اتفاقي داشتم از ميدان قدس رد مي شدم و چون مي دونستم كه منزل جديد حاج آقا تو كوچه شهيد رمضاني هست و چند بار قديما براي دعاي ندبه روز صبح جمعه رفته بودم اونجا با پدرم كه البته من هميشه اول دعا خوابم مي برد و آخرش پدرم بيدارم مي كرد.
اين شد كه گفتم برم 1 سري به حاجي بزنم اين شد كه پيچيدم داخل كوچه و رفتم با بن بست پرستو و چون برخلاف قديما بايد بايد با تلفن وقت بگيري از اون دوران قديم خيلي خلوت تر بود اون موقع ها صفي بود بايد شب ساعت 2 يا 3 شب راه ميفتادي تا بتوني تو صف جزوه 100 نفر اول باشي
خلاصه رفتم و داماد حاج آقا كه از قديم هر وقت رفتم دم در استاده و مردم رو راهنمايي مي كنه هنوز هم به همين كار مشغول بودن و البته 1 دفتر هم به سيستم كاريشون اضافه شده بود
رفتم جلو و گفت شمارت چنده و من هم كه نوبت نگرفته بودم و اتفاقي چون 3 شماره اول موبايلم 133 هست من هم همينجوري گفتم 133 و گفت اسمت گفتم وحيد و گفت نوبتت خيلي وقته رد شده بيا برو داخل
رفتم داخل و ازم پرسيدن مشكلت چيه و چون من مشكل تنبلي چشم هم دارم و نمره 1 از چشم هام 7.5 بود و هميشه از شوق اين كه از سربازي معاف هستم در كيف و حال بودم و رفتم داخل و نبات گرفتم و رفتم و نبات رو انداختم داخل شيشه ي 1.5 ليتري آب و هر شب موقع خواب نه استكان خوردم و نموم شد البته نمازهام رو نخوندم و پي ام سي هم زياد نگاه كردم و به همين دليل فكر مي كردم چون نماز نخوندم پس نبات به كم اثري نداره و نرفتم چك كنم بينم اثر داشته يا نه
تا اينكه مي خواستم برم سربازي و شاد و شنگول رفتم بيمارستان امام سجاد براي معاينه ي مغافيت پزشكي و در كمال ناباوري دكتره كه 1 زن زشت ، بي ريخت كاملا عقده اي بود بهم گفت شما چرا درخواست پزشكي داديد شما يا اين نمره چشم معاف نمي شيد كه چون مجموع شماره هاي چشمتون به زور به 3 مي رسه ولي تنبلي چشم داريد كه معاف از رزم مي شيد البته ما نبايد تو بيمارستان به مشمول بگيم چي مي شه اما براي چشم چون كامپيوتري هست شوراي پزشكي نظام وظيفه نمي تونه مانور زيادي بده و نتيجه مشخصه اين شد من يخ كردم و دفترچه بيمه ي خودم رو كه از سال سوم ابتدايي از مدرسه معرفي شده بودم به بيمارستان رو نشون دكتره دارم و گفتم وقتي اومده بودم مدرسه براي بينايي سنجي فهميدن من تنبلي چشم دارم ولي چون دير شده بود نشد درمان كنيم و همين جوري موند و آخرين نشخه داخا دفترچه هم مال 1 سال قبل از مراجعه به حاج آقا بود رو كه نشون مي داد مجموع نزديك بيني و آستيكمات چشم چپ 7.5 هست و بالاتر از 6 معاف هست رو نشون دادم به دكتره و گفت من نمي دونم ولي الان چشم شما چيز ديگه اي رو نشون مي ده و اونجا بود فهميدم اون بار كه رفتم نبات گرفتم اثر داشته
ولي خيلي پشيمون شئم اين بار رو چون همه ي برنامه ريزي هاي زندگيم به هم خورد چون من فكر مي مردم معاف مي شم اين شد كه مجبور شدم براي گرفتم معافيت سربازي به راه هايي رو بيارم كه هيچ وقت تصورش رو نمي كردم 1 روز به اين نقطه برسم

اما در كل من هر وقت از حاج آقا نبات گرفنم 100 درصد موثر بود
شما هم حتما امتحان كنيد من كساني رو مي شناسم كه از آمريكا ويزا مي گيرن تا بيان ايران و 1 نبات از ايشون بگيرن شما كه ديگه ايران هستيد و 2 قدم رو بريد و نبات رو بگيريد ضرري نداره
البته با اعتقاد كامل
در ضمن بيخودي شايعه پراكني نكنيد من كه نشنيدم ايشون انرژي درماني انجام بدن و تصور هم نمي كنم كه اينكاره باشن و لطفا شايعه درست نكنيد
اگر رفته باشيد درب منزل ايشون روي در نوشته شدهدرالشفاي حضرت مهدي (عج) و ايشون ربطي به انرژِي درماني ندارن

خدانگهدار
هستي خانم پست ها : 111عضویت:1389/8/24
1389/10/1 - 10:22 عصر
سلام ما هم يه پير مرد تو اشناهامون داريم تعزيه و قران در مجالس و مسجد ميخونه دعا نويس هم هست خواهر دوستم ده سال بچه دار نمي شد از اون اقا دعا گرفت بچه دار شد
فاطيما پست ها : 4201عضویت:1388/1/20
1389/10/2 - 12:22 صبح
خداروشكر هستي جوون . كاش يه دعايي هم پيدا ميشد كه به واسطه اش من باردار ميشدم :(
       مبارک باشه :)
مرمر مامي ديانا پست ها : 1586عضویت:1387/1/21
1389/10/2 - 12:40 صبح
منزل ما در نزديكي دكتر نباتي هست
راستش من خيلي به اين مسائل اعتقاد ندارم اما يه چند باري ايشون رو بيرون از خونه موقع پياده روي يا خريد از سوپر ماركت محله مون ديدم و بسياااااااااار به دلم نشسته چهره بسيار نوراني و آرامش بخشي دارن

من قبلا خوشم نميومد از ايشون چون ايشونو واسطه شلوغ شدن محله توروزاي 1 شنبه و 4 شنبه ميدونستم و دردسرايي كه راننده ها براي ساكنين محله بوجود مي اوردن و ....
اما بعد از ديدن چهره نوراني و آرام ايشون از صميم قلبم براشون احترام قائلم و از خدا سلامتي و طول عمر ايشون رو ميخوام كه واقعا بي هيچ چشمداشت مالي اينهمه وقت و انرژي براي بنده هاي گرفتار خدا ميذاره

اميدوارم همه به حاجت هاشون برسن
هستي خانم پست ها : 111عضویت:1389/8/24
1389/10/2 - 12:28 عصر
فاطيما جون هيچ دعايي بهتر از راز و نياز با خدا نيست خيلي ارامش بخشه
هستي خانم پست ها : 111عضویت:1389/8/24
1389/10/2 - 12:33 عصر
شماها اعتقاد دارين كه ميگن از رو گربه مرده و از رو خون قربوني رد بشين و خاك قبر تازه مرده بريزين به سر و.................؟ من كه اعتقاد ندارم اخه براي بچه دار شدن اين چيزها رو پيشنهاد ميكنن بهم منم ميگم خيلي كار بيخوديه
مامان آرام پست ها : 4086عضویت:1388/5/23
1389/11/17 - 12:19 عصر
ولي كاش شرط چادر سر كردنش اجباري نبود..آخه ممكنه بعضي از موافع شرايطي پيش بياد كه نتونيم چادر سر كنيم..پس بايد چي كار كنيم؟ ): اگرم حاج آقا برامون دعا كرد و بچه دار شديم تا آخر عمر بايد تنمون بلرزه كه اگه يه گناه كوچولو كرديم يا چادر سر نكرديم چه اتفاقي برا بچه مي افته؟ ):
كسي هست جواب سوالات منو بده؟
       مبارک باشه :)
ج پست ها : 1عضویت:1389/12/23
1389/12/23 - 11:22 صبح
سلام آقا من هر چي به شماره حكيم نباتي زنگ مي زنم (الان روز دوشنبه هست) كسي گوشي رو بر نمي داره - كسي هست بدون چرا؟؟؟
مامان نرگس پست ها : 1908عضویت:1389/7/24
1390/3/7 - 3:04 عصر
جهت ثبت نام بيماران براي ملاقات با آقاي قنبري(حاج آقا نباتي ملقب به پير مهر)،


روزهاي دوشنبه و پنجشنبه ،


از ساعت 7 صبح تا ظهر




با تلفن 22516240
غزل جون پست ها : 140عضویت:1391/3/8
1391/3/8 - 7:15 عصر
بچه ها من بعداز 7 سال ناباروري وكلي دوا ودرمون اين ماه پيش دكتر نباتي رفتم دعا كنيد كه جواب بگيرم
بر یوسف گمگشته زهرا صلوات
صفحه 1 از 54  1   2   3   4   5   6   7   8   9   10  بعدی آخر صفحه
اظهار نظر

پر کردن فیلدها یی که با علامت * مشخص شده اند الزامی است.
*متن: