موضوع: آيا ازدواج دختر مجرد با مرد متاركه كرده و بچه دار كار ساده ي است؟ + اظهار نظر

1   2   3   4   5   6  
کاربران حاضر: 0 کاربر و 0 مهمان
Elham85 پست ها : 2212عضویت:1387/1/17
1388/5/7 - 3:08 عصر
http://www.madaraneh.net
Elham85 پست ها : 2212عضویت:1387/1/17
1388/5/7 - 3:08 عصر
http://www.madaraneh.net
fahimeh پست ها : 1479عضویت:1387/12/12
1388/8/18 - 1:58 صبح
كار وحشتناكيه به نظر من
ا ز ا د ي
نارسيس ماماني دو فرشته پست ها : 8963عضویت:1387/3/11
1388/8/18 - 10:43 صبح
عزيزم مگه شما چند سالتونه وشايد اين آقا قابليتهاي ويژه اي داره كه ميخواي اين راه پر دردسرو انتخاب كني درسته اين خانم خودش بچه اش رو ول كرده رفته ولي مادر ممكنه يه روز برگرده اون موقع زندگيت به هم ميريزه مطمئن باش برميگرده در ضمن شما ميتوني با اون دختر مثل بچه خودت رفتار كني؟ كار خيلي سختيه بچه هاي طلاق خيلي حساس هستند نميشه بهشون تو بگي خيلي زود ناراحت ميشن در ضمن اطرافيان هم نظر ميدن وبه چشم نامادري بهت نگاه ميكنن
با مردهاي مجرد كه ازدواج ميكني هزارتا مشكل داري واي به حال مردي كه زن وبچه هم داشته راه خيلي سختي رو در پيش گرفتي شايد يكي دو مورد بشه پيدا كرد مشكل دار نبودن ولي 99%زندگي پر استرس ومشكلي داشتن اگه شما مطلقه بودي وبا يه بچه اين آقا هم مجرد اون موقع هم حاضر بود بياد خواستگاري شما؟ به نظر من به ريسكش نمي ارزه قدر خودت رو بدون وزود ونسنجيده تصميم نگير بي شوهري بهتره از زندگي پر دردسره
به قول معروف:
گوهر خود را مزن بر سنگ هر ناقابلي صبر كن پيدا شود گوهر شناس قابلي
khorshid پست ها : 2550عضویت:1388/7/11
1388/8/18 - 11:42 صبح
سلام آي دي جان.باتوجه به اينكه خيلي وقته ازگذاشتن پستت ميگذره نميدونم چه برتوگذشته آياازدواج كرده اي يانه؟يه خبرازخودت بده من به بايه موقعيت اينطوري ازدواج كردم وميتونم باهات صحبت كنم...
مانيا پست ها : 1468عضویت:1388/4/25
1388/8/18 - 11:59 عصر
به نظر من بايد خيلي روي اين مساله فكر كرد طبيعتا به اين راحتي ها هم نيست و تصميم ساده اي نيست. شايد بهتر باشه بيشتر بهش فكر كنيد.
از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران ...
غزلك*مامان فسقلي* پست ها : 5175عضویت:1388/6/30
1388/8/19 - 12:52 صبح
عزيزم اينجا هم يه سر بزن تا با يه سري مشكلات اين مساله آشنا شي
http://ninisite.com/discussion/thread.asp?threadID=19870&postID=1384813#1384813
هنوزم تو اين هياهو، توي اين بغض شبونه...من و گنجشكاي خونه ديدنت عادتمونه
ID پست ها : 140عضویت:1387/8/16
1388/8/19 - 8:48 صبح
سلام
من دوست دارم هنوز هم فكر كنم و راهنماييم كنيد لطفا"
khorshid پست ها : 2550عضویت:1388/7/11
1388/8/19 - 3:53 عصر
سلام آي دي جان شمابايدچندين پارامتررودرنظربگيري..
1.مطمئن بشي چرطلاق گرفته مشكل چه بوده؟

2.زودازدواج نكي باهاش من خيلي زوددرعرض 3هفته ازدواج كردم ويك دفه با تمام مسايل روبروشدم پس بايد فرصت تصميم گيري وفكركردن داشته باشي

3.بايدببيني موقعيتشخصيت ومنش اون اقادرچه حديه آياارزش اين روداره كه ازخيلي چيزهاچشم پوشي كني؟

4.اون بچه چندسالشه؟قراره باشمازندگي كنه؟

5.اون بچه مادرش رودوست داره؟به اجبارپيش پدرشه ياازروي دلخواه خودش؟

6.بچه هارودوست داري؟دوست داري چندتابچه داشته باشي؟

7.حسودهستي يانه؟ميدوني كه اوقات تنهاييت باشوهرت كمه؟

8.شوهرت ميتونه به توبه چشم يه تازه عروس نگاه كنه؟ياازتوانتظارداره نقش مادرروبازي كني؟

9.آياموقعيت اين مردطوري هست كه بعداپشيمون نشي ونگي ميتونستم بهترازدواج كنم؟

10.آياشرايط خونواده ات -شهرت و..طوري هست كه بتوني محكم به صورت مجردبموني؟

اماپس ازمرورمه اينهابه دلت مراجعه كن چقدراين مردرودوست داري؟باهاش آرامش داري؟احساس ميكني اين نيمه گم شده ات هست؟مردي هست كه بتونه پاي همه حرفات بشينه وقضاوت نكنه ودركت كنه؟چه چيزيي ازازدواج ميخواي كسب كني ؟همه روبنويس بي طرفانه اگه سوال داشتي بپرس ازم خوشحال ميشم جوابت بدم
ali پست ها : 35عضویت:1389/2/19
1389/2/19 - 7:23 عصر
اين ازدواج عاقبت خوشي ندارد.
ali پست ها : 35عضویت:1389/2/19
1389/2/19 - 7:24 عصر
ايا ازدواج مرد مجرد با زن مطلقه بچه دار كار ساده اي است؟
ali پست ها : 35عضویت:1389/2/19
1389/2/19 - 7:25 عصر
ايا ازدواج مرد مجرد با زن مطلقه بچه دار كار ساده اي است؟
ali پست ها : 35عضویت:1389/2/19
1389/2/19 - 7:25 عصر
ايا ازدواج مرد مجرد با زن مطلقه بچه دار كار ساده اي است؟
مامان ويانا پست ها : 19754عضویت:1389/1/21
1389/2/25 - 6:48 عصر
كار سختيه مخصوصا كه اون بچه نا خدا گاه پل ارتباطي بين پدر و مادرشه
bitaa پست ها : 873عضویت:1388/6/18
1389/3/6 - 8:05 عصر
manam ba aghayee ezdevaj kardam ke bache dare.kheily doosesh daram va az zendegim raziyam .sakhte!
bitaa پست ها : 873عضویت:1388/6/18
1389/3/6 - 8:06 عصر
be tamame chizayi ke khorshid gof fek kon.....
كيمي پست ها : 297عضویت:1388/11/2
1389/3/6 - 9:46 عصر
فكر كنم حتي اگر ازدواج اولت هم نباشه ولي بچه از خودت نداشته باشي كار سختيه. يكي از دوستاي من كه واقعا آدم فرشته صفتيه. مدتها با مردي قرار ازدواج داشت كه اون آقا از ازدواج اولش بچه داشت. خود دوستم هم بار دومش بود اما بچه نداشت. خلاصه با وجودي كه همديگرو خيلي دوست داشتند و دوستم هم بچه اون مردو خيلي دوست داشت، اون قدر همسر قبلي آقا اذيت كرد كه دوستم ديد عطاي اين عشقو به لقاش ببخشه بهتره و نامزديشو با ايشون به هم زد. راستش من دوستم مي شناسم مي دونم مثل اون كم پيدا ميشه وقتي مي بينم اون نتونست با چنين شرايطي كنار بياد فكر مي كنم براي بقيه كه مثل اون نيستند ديگه از محالات باشه.
لاله پست ها : 875عضویت:1387/12/17
1389/3/7 - 1:08 صبح
چرا همه يكطرفه قضاوت ميكنين؟ دوست عزيز علت واقعي طلاق رو جويا شو و خودت رو در موقعيت اونها قرار بده. ببين اگه تو تواون زندگي بودي چه ميكردي؟
با بچه بيشتر آشنا شو ببين بقول يكي از دوستا با اجبار پيش پدرشه يا شايد اونم مثل پدر از مادرش دلگيره و بدش مياد؟ آيا جنبه و حوصله نامادري بودن رو داري ؟ ميتوني با خو.دت عهد كني كه فردا كه خودت بچه دار شدي با اون بچه اول شوهرت نجنگي؟

من معتقدم اوني كه جدا شده تو زندگي يكبار انتخاب اشتباه كرده اين دليل نميشه تا آخر عمر تاوان پس بده . اونم حق داره دوباره زندگي شروع كنه. شايد دوتا آدم كه ازهم جدا شدن هيچكدام بد 100% نباشن و فقط با هم جور نيومدن. مگه آدم بي عيب هم پيدا ميشه؟ همه عيبهايي دارن . خوبيهايي هم دارن.
من هم همسر دوم شوهرم هستم و بينهايت ازش راضيم. اون از زندگي اولش تجربه هايي داره كه شايد هر مردي نداشته باشه.

دوست عزيز خوب فكر كن و بررسي كن فقط عجله نكن. همه جوانب رو خوب ببين و منطقي باش. انشالله هرطور كه صلاحت باشه همون ميشه.
فرنگيس (انرژي مثبت +) پست ها : 16002عضویت:1389/1/22
1389/3/7 - 3:59 عصر
اي دي جان پست اولتو پاك كردي و من نتونستم شرح ماجرا رو ببينم اما موضوعت نشون ميده كه ميخواي با يه اقاي بچه دار ازدواج كني.
يكي از اقوام دورمون دو سال بعد ازدواجش همسرش فوت كرد در حالي كه يه پسر سه ماهه داشت.تا هفتسالگي فرزندش از ازدواج تفره رفت .خواستگاراي زن طلاق دادرو رد كرد.خواستگاراي مجرد و رد كرد (چون ميگفت يه ادم مجرد نميتونه براي پسرم پدري كنه.).خلاصه سال هفتم خواستگاري براش اومد كه همسرش فوت كرده 12 سال از خودش بزرگتر بود و سه تا بچه داشت.اين خانم در سن 27 سالگي يهو مادر 4 تا بچه شد .گفت واسه بچه هاي اون مادري ميكنم تا اونم واسه پسرم پدري كنه.با شوهرش رابطش فوق العاده بود.و هر دو واسه بچه ها كم نذاشتند.اما مگه اطرافيان ميزاشتند اينا زندگي كنن.همش بچه ها رو پر ميكردند كه شما مادر نداريد.مواظب همديگه باشيد.غذا چي بهتون ميده؟كجا بردتون واسه بچه خودش چي ميخره.و هزار تا چيز ديگه.
هر وقط بچه ها به خونه خاله يا عمشون ميرفتند.تا يه هفته با مادر بيچاره سر ناسازگاري داشتند.بعد خودشون ميگفتند كه مثلا فلاني بهمون گفت تحويلش نگيريدووووووووو
با همه اين مشكلات بزرگشون كرد .دانشگاه فرستادشون.روز مادر براش كادو ميگرفتندو ميگفتند تو از مادر همه دوستامون جوونتري.مهربونتري......باز چار روز بعد يه بحث ديگه.
حالا بيست سال از ازدواجشون ميگذره.بچه ها از ابو گل در اومدن.يه دعواي اساسي راه انداختندو به پدرشون پيله كردن.كه بايد خونه رو بفروشيو سهم مادرمون از خونه و مهريه مادرمونو بينمون تقسيم كني.بعد از 6 ماه دعوا .حالا پدر و مادر رفتند مستاجري.
اين بود دستمزد 20 سال يتيم داري اين خانم.تو سن 27 سالگي 4 تا بچه رو دنبال خودش ميكشند اينور و اونور.خريدو تر و خشك كردن.(زماني كه هم سناي خودش بيشتر از يه بچه نداشتند)از همه دوستاي هم سنش بريد و شد همدم خانماي 50 ساله.)
حالا خودت قضاوت كن.
فرزند كسي نميكند فرزندي///////گر طوق طلا به گردنش افكندي!!!!
جر و بحث كردن با بعضيا مثل اينه كه بخواي رو چرتكه، ويندوز 8 نصب كني!
كيمي پست ها : 297عضویت:1388/11/2
1389/3/7 - 5:49 عصر
فرنگيس جان من با به قول فرنگي ها استريوتايپ مخالفم. گاهي ممكنه فرزند خودمون هم خداي ناكرده ناخلف از آب در بياد و برامون فرزندي نكنه، گاهي ممكنه بچه ديگران بيش از بچه خودمون بهمون برسه.

ولي با صحبتهاي ديگه شما موافقم. در مورد دوست من هم مشكل از همسر سابق، مادربزرگ و عمه هاي بچه بود. همسر سابق كه به دلايل واضح اذيت مي كرد چون تحمل ديدن ديگري رو به جاي خودش نداشت. حالا اگر كسي با مردي بخواد ازدواج كنه كه همسر سابق اون آقا راه خودشو پيدا كرده باشه يعني مثلا با ازدواج مجدد يا مهاجرت به كل از زندگي اون آقا رفته باشه بيرون، مشكلش از اين جهت حله. پس افراد يك- بايد دقت كنند همسر سابق اون آقا تو چه جايگاهيه و روابطش با اون مرد در چه حده؟ فقط در مورد بچه است يا نه مثل دوست من هنوز خرجش رو همسر سابق بايد بده؟ (در خارج اينطوره و اين يعني رابطه و كشمكش دائم بين دو همسر سابق).

دوم هم مادربزرگ و عمه هاي اون بچه هستند. در مورد دوست من اونا دائم حساس بودند كه دوستم با اين بچه چطور و چگونه برخورد مي كنه و سعي مي كردند تو هر رفتارش بهانه اي پيدا كنند. به قول دوستم مي گفت به جايي رسيده بودم كه اين بچه ديگه يك مقام قدسي پيدا كرده بود و از معصومين هم بالاتر بود و بهش هيچي نمي شد گفت كه هيچ بايد براش احترامات ويژه هم قائل مي شدم! مثلا هر چي كه دلش مي خواست مي پختم يا هرچي كه دلش ميخواست بايد خريده مي شد. كارهايي كه يك مادر واقعي براي بچه اش انجام نمي ده لزوما. پس دوم اينه كه به خانواده مرد و اين كه چقدر منطقي هستند هم بايد توجه بشه.

آخر از همه خود مرد مهمه. كه چقدر فهم داره و به حرفهاي سايرين اهميت مي ده و يا چقدر قاطعيت داره تا جلوي دخالت بقيه رو بگيره. چقدر دنبال همسر براي خودش و شروع يك زندگي تازه است يا نه فقط مي خواد جاي خالي زني كه رفته رو پر كنه و همون زندگي رو ادامه بده؟

خلاصه فكر كنم ازدواج در چنين شرايطي اگر نا ممكن نباشه اما صد در صد خيلي پيچيده هست.
1   2   3   4   5   6  
اظهار نظر

پر کردن فیلدها یی که با علامت * مشخص شده اند الزامی است.
*متن: