صفحه اصلی | درباره نی نی سایت | تماس با ما   پنجشنبه، 31 مرداد 1387 » کاربران آنلاین: 53 نفر (اعضاء: 9 | مهمان: 44)
 
نام کاربری:
کلمه عبور:
بخاطر بسپار
» ثبت نام پسوردم را فراموش کرده ام
پیش از بارداری بارداری و زایمان شیرخوار (0 تا 12 ماه) نوپا (12 تا 24 ماه) خردسال (2 تا 4 سال) پیش دبستانی (5 تا 8 سال)  

بخش خاطرات نی نی سایت


صفحه 1 از 351      برو به صفحه:

خاطرات raman
raman کوچولوی nasim در این تاریخ 1 سال و 3 ماه دارد
1387/5/31
همه خاطرات raman

گالری raman را ببینید. نميدونم چرا اين چند روزه دلم به نوشتن خاطره برات ميلي نشون نميداد شايد دليلش اين باشه كه من خيلي ناراحتم از دست خيلي ها دلگيرم و اون هم به خاطره برخوردي كه با تو دارن نميخوام بنويسم چرا بايد تو دفتر خاطرات تو خاطره بد نوشته بشه تو كه قلبت عين آينه پاك تو كه همه خوبي هاي دنيا در تو جمعند به همه محبت ميكني بغلشون ميكني دوستشون داري و در عوض رفتار بعضي ها كه ........... .
اين چند روزه خيلي بيشتر از قبل ميفهمي اگر تلفني با مامانيت در مورد شما و كارات تعريف كنم با وجودي كه سرت به بازي كردن خودته اما ميبينم هر چي ميگم داري دوباره اجرا ميكني مثلا داشتم واسه مامانيت تعريف ميكردم كه امروز رامان كلي رقص پا كرده و وقتي گفتم حالا با دستات برقص با دستت و همون موقع ديديم داري همون كار ور ميكني و جالب اينكه تا ميام گله ميكنم ازت كه رامان امر.ز خيلي اذيتم كرد ..... بلافاصله غر ميزني و دعوام ميكني با صداي بلند ميگي د ر د و بر.... به زبون خودته ديگه يعني من ناراحتم .
خيلي ميوه دوست داري و تا هندونه ميبيني ميگي هندنه. الهي من فداي تو بشم عزيزي واسه منو بابايي


خاطرات -- كوچولو
-- كوچولو کوچولوی ساني در این تاریخ 2 روز دارد
1387/5/31
همه خاطرات -- كوچولو
فرشته كوچولو بيا
گالری -- كوچولو را ببینید. سلام پسر گلم اميدوارم كه حالت خوب باشه و تو دل ماماني راحت باشي گرچه ميدونم جات خيلي تنگ شده. اما روز due date هم راضي به اومدن نشدي . نمي دونم چرا ؟ شايد هم اونقدر اين دنيا رو درك كردي كه راغب به اومدن توش نيستي منو بابايي رو ببخش كه به خاطر خودخواهي خودمون تو رو به اين دنيا اروديم.
به هرحال پسر گلم خدا دعاي شما فرشته هاي كوچولو را سريع برآورده ميكنه اول از همه سلامتي همه مامانا و ني ني هارو از خدا بخواه و بعد هم سلامتي خودت .
من هم راضي هستم به رضاي خدا هر موقع كه خدا صلاح دونست روي ماه تو رو مي بينم .



خاطرات شايان
شايان کوچولوی حوريه در این تاریخ 8 ماه دارد
1387/5/30
همه خاطرات شايان
www.shayan86.blogfa.com
گالری شايان را ببینید. Image and video hosting by TinyPic


خاطرات دانيال/ديانا
ماماني در این تاریخ در هفته 7 حاملگی است
1387/5/30
همه خاطرات دانيال/ديانا

گالری دانيال/ديانا را ببینید. pregnancy


خاطرات کودک هليا
هليا در این تاریخ در هفته 5 حاملگی است
1387/5/30
همه خاطرات کودک هليا
سلام ملوسم
مامان جون من الان نشستم منتظرم تا بابايي بياد باهم بريم سونوگرافي تا ببينيم قلب نازت شروع به تپيدن كرده يا نه نمي دوني چقدر اضطراب دارم فقط خدا مي تونه كمكم كنه فعلا باي


خاطرات نيايش
نيايش کوچولوی افسانه در این تاریخ 7 ماه دارد
1387/5/30
همه خاطرات نيايش

گالری نيايش را ببینید. سلام عزيز دلم

نيايش خانمي من مسافرت تهران خوش گذشت مي دونم خيلي خوش گذشته آخه اين چند روزي كه آمديم

خيلي بي قراري مي كني آخه اون جا دور و برت شلوغ بود مخصوصا با اميتيس كلي بازي مي كردي

اميتيس عزيزم نيايش وقتي عكسا تو مي بينه كلي ذوق مي كنه

نيايش عزيزم قربون اون حسوديت بشم كه ااجازه نمي دادي منو بابايي اميتيس وبغل كنيم اصلا باورش خيلي

سخته كه بچه به اين سن حسودي كنه تا اميتيس جون و بغل مي كرديم چنان گريه مي كردي مجبور بوديم بغلش نكنيم


الهام جو ن و آقا ميثم مامان وباباي اميتيس اين چند روز حسابي خوش گذشت دست شما درد نكنه

انشالا جبران كنيم

اميتيس جونم انشالا 19 مهر عروسي دايي رضا ي نيايش ميبينمت عزيزم تپلي بشييييييييييخوبببببب




خاطرات کودک انوشا
انوشا در این تاریخ در هفته 18 حاملگی است
1387/5/30
همه خاطرات کودک انوشا

گالری  کودک انوشا را ببینید. سلام قند عسل مامان راستي نگاه كن چقدر سايت خوشگل شده مي بيني، واقعاً اين تغيير توي سايت رو به مديران سايت تبريك مي گم خيلي قشنگ شده
ماماني اصل حالت چطوره توي ني ني سايت نوشته شما الان اندازه يك پياز گنده اي براي همين بابايي اسم شما رو گذاشته پياز كوچولو چيگرتو بخورم كه به بچم مي گن پياز كي ميايي كه ماماني هي لپاي تپلت تو بكشه ، راستي ديشب كمي بد خوابيدم منو ببخش اگه ناراحت خوابيدي براي منو بابايي دعا كن بتونيم يه خونه نزديك خونه ماماني اينا و مادرجون بگيريم ما الان اينور شهر تهران تك و تنها افتاديم برامون دعا كن كوچولوي زيباي خودم

خيلي خيلي دوست داريم ماماني و بابايي
خوب استراحت كن تپل مپل شي دوست داريم فعلاً بوس بوسسسسسسسسسسسسسسسس


خاطرات کودک مامان مهرداد
مامان مهرداد در این تاریخ در هفته 1 حاملگی است
1387/5/30
همه خاطرات کودک مامان مهرداد

سلام مامي شايان
ممنون از راهنماييت
وبلاگ شايان رو ديدم
خيلي عاليه
Image and video hosting by TinyPic


خاطرات آرمان
آرمان کوچولوی مژگان در این تاریخ 2 ماه و 25 روز دارد
1387/5/30
همه خاطرات آرمان

گالری آرمان را ببینید. Image and video hosting by TinyPic
آرمان طلا :
ديروز صبح باصداي شما من وبابايي از خواب پاشديم .گفتي :اده....
منو بابايي كلي ذوق كرديم وشما هم تكرار كردي . خلاصه دو روزه كه برامون مثلا" بلبل زبوني مي كني ...
صبح هم با خاله مرجان وهوتن وهومن رفتيم پارك شماهم همش لالابودي .
پسرگلم .ني ني خوشگلم .دوست دارم اندازه ستاره هاي آسمون.


خاطرات ديبا
ديبا کوچولوی soodeh در این تاریخ 1 سال و 4 ماه دارد
1387/5/30
همه خاطرات ديبا
گل من...دندون نهمت هم در اومد......
گالری ديبا را ببینید. امروز صبح كه از خواب بيدار شدي توي دهنتو معاينه كردم و با استفاده از ابزار پزشكي و اطلاعات بسيار زياد و مفيد خودم يه الماس براق اون بالا مالاها كشف كردم.


Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic


خاطرات کودک عسل
عسل در این تاریخ در هفته 25 حاملگی است
1387/5/30
همه خاطرات کودک عسل
سفارش تخت وكمد
سلام گل هميشه بهار من
دختر قشنگم امروز وارد هفته 25 ام شدي و داريم روز به روز به لحظه قشنگ تولدت نزديك مي شيم. دل من و بابائي واسه اون لحظه پرپر مي زنه.ديروز بالاخره فرش اتاقت رو خريديم و قراره روز جمعه اتاق رو تمييز كنيم و فرشتو پهن كنيم.تازه ديروز تخت و كمدت رو هم سفارش داديم.چون من مي خواستم وسايلت خاص باشه خودمون يه نقشه واسش كشيديم و داديم يه آقاي نجار واسمون بسازه.آقاهه گفته تا آخر شهريور بهمون مي ده تا اون موقع تو 29 هفتت ميشه.
راستي بهت گفتم بيستم شهريور وقت سونو 3 بعدي گرفتم و قراره با بابائي بيائيم ببينيمت.تو رو خدا شيطونيت نگيره و دستاتو بذاري رو صورتت باشه!
يه ني ني ديگه تو خونواده بابائي به دنيا اومد. امسال جمعيت خونواده بابائي خيلي زياد مي شه.ني ني نوه خاله بابائيه.اسمش رو گذاشتن نيما.مي بيني تو رو خدا چقدر تعداد هم سن وسالات تو خونواده بابائي زياده فكر كنم يه تيم فوتبال بشين!!
ماماني ازت مي خوام كه با اون دستاي كوچيكت واسه سلامتي همه مامانا و ني ني ها دعا كني.
مامان فدات بشه.
به اندازه تمام ستاره هاي آسمون دوست دارم.


خاطرات کودک مامان النا
مامان النا در این تاریخ در هفته 22 حاملگی است
1387/5/30
همه خاطرات کودک مامان النا
سلام گلم
گالری  کودک مامان النا را ببینید. چه طوري دخملي؟ بابايي ديشب اومد من و ماماني رفتيم فرودگاه دنبالش اومديم خونه .امروز حالم خدا رو شكر خوبه فقط خيلي براي ايندت نگرانم واقعا نميدونم چي ميشه ؟اميدوارم خدا واسه همه خوب بخواد واسه ما هم همينطور .راستي ديشب بالاخره رفتم ايليا رو ديدم حالم جا اومد دلم خيلي براش تنگ شده بود انقد ناز شده كه چي خودش ميكشه جلو ولي يه جوري مي كشه ادم دلش براش كباب ميشه ميدوني اخه من عاشقانه اين بچه رو دوست دارم براي اينده اونم خيلي نگرانم مثل تو البته خالت خيلي خوبه مطمينم كه حسابي بهش ميرسه .دلم يه پول گنده مي خواد تا بتونم واسش يه كادو حسابي بخرم ولي اين خرجاي تو فعلا نميذاره .ديشب انقد ماچش كردم اونم من و خيلي دوست داره بغلم راحت مي مونه بهم ميخنده الهي قربونش برم يه سبزه بانمكه تپلي .مثل مامانش كپله .تو بياي فكر كنم موهاتو بكشه ولي ماماني ميگه ايليا پسر مهربونيه البته اينو راست ميگه چون بچم خيلي ارومه .هرچي دستش مياد ميخوره ديشب جاسوئيچي من مي كرد تو دهنش و مي خورد موبايلمم خيلي دوست داره گازش مي گرفت فكر كنم داره دندون در مياره .ماماني حسوديت نشه توام بياي ما خيلي دوست داريم مثل ايليا اگه بامزه باشي كه هستي مطمئنم عسلم .شايد فردا پس فردا با بابايي بريم واسه كمد و تخت هنوز خيلي چيزا مونده برات بخرم گلم ولي تا تو بياي همه چيز اماده ست جيگرم مواظب خودت باش دوست داريممممممممممممم.


خاطرات سوگند يا ثناء
فرزانه در این تاریخ در هفته 27 حاملگی است
1387/5/30
همه خاطرات سوگند يا ثناء
سلام ماماني
جيگر مامان خوبي؟؟
خيلي دلم برات تنگ شده..


خاطرات آرتين
آرتين کوچولوی shahla در این تاریخ 11 ماه دارد
1387/5/30
همه خاطرات آرتين

گالری آرتين را ببینید. سلام به آقا پسر گل خودم
پسر شيطون من تازگيها حسابي شيطوني ميكني همش مي خواي كه به همه چي دست بزني همه جا بري و از همه چي بالا بكشي تا مي خوام جلوت رو هم بگيرم مي گي اه و توي بغلم همش پيچ و تاب مي خوري .
چند روز گذشته چند تا عروسي دعوت داشتيم تو خيلي خوشت نيومد وحسابي كلافه مي شدي آخه ناچار بودي توي بغل باشي ، بابايي مي گفت آرتين رو نبريم ولي من دلم نيومد تورو نبرم
البته پسر خوبي بودي و اذيت نمي كردي اصلا فقط خودت خسته مي شدي .ببخش عزيزم ديگه دوست داشتم پيش خودم باشي .
چند روز هم مي شه كه شبا خوب نمي خوابي و دم صبح كه من مي خوام بيام سر كار تازه دوست داري بخوابي ومي چسبي به من منم اين روزها همش تاخير دارم.فداي سرت اشكال نداره.
امروز هم با مكافات جات گذاشتم همش گريه مي كردي و دوست داشتي بياي توبغل من و مادر جون وعموت رو كه مي خواستن بغلت كنن دعوا مي كردي و اه اه بهشون مي گفتي عزيزم تقصير اونها نيست من مجبورم بيام سر كار وبراي آينده خودت هم بد نيست.

راستي پسر عزيزم خيلي از تشكر كردن خوشت مياد همش يه چيزي رو ميگيري دسستت ومياري ميدي به من منم مي گم خيلي ممنون ،دستت درد نكنه ،خوشحال ميشي باز دستت رو دراز مي كني كه ازم بگيريش و باز بديش بهم (خيلي ممنون دست شما درد نكنه)


خاطرات نرگس
مريم در این تاریخ در هفته 28 حاملگی است
1387/5/30
همه خاطرات نرگس

گالری نرگس را ببینید. سلام عزيز دلم ، نرگسم
احساس مي كنم خيلي وقته برات چيزي ننوشتم ، شايد دليلش كمر درد شديدي است كه دارم و اصلا نگذاشته به چيزي فكر كنم . البته تو براي مامان دعا كردي و الحمد لله امروز بهترم و كمي به كارهام رسيدم ولي اصلا نمي تونم خط بنويسم . عيبي نداره ، بجاش وقتي اومدي دختر خوبي باش تا مامان از خوشنويسي كه زياد زحمت براش كشيده عقب نمونه ، باشه نرگس گلم ؟
ديروز براي قند خونم كه كمي بالا بود دوباره رفتم آزمايشگاه و اين بار 4 مرحله خونگيري انجام شد و تو حسابي گرسنه شده بودي آخه نبايد چيزي مي خورديم .
وقتي توي دلم تكون مي خوري دنيا رو بهم مي دن و اصلا تحمل يك لحظه آرومي و عدم حركتت را ندارم ولي يه چيز بامزه فهميدم ، وقتي گرسنه مي شي ديگه تكون نمي خوري . بابائي مي گه خدا كنه بدنيا كه اومد هم همينطوري باشه و من مطمئنم تو دختر خيلي آرومي هستي آخه من سعي كردم اين دوران را بدون استرس بگذرانم تا تو هم آرامش داشته باشي .
قد خودت دوستت دارم فسقلي من .


خاطرات زيباي خفته
نسا در این تاریخ در هفته 27 حاملگی است
1387/5/30
همه خاطرات زيباي خفته
زيباي مامان
گالری زيباي خفته را ببینید. سلام پسمل گلم خوبي حالت چطوره
ديشب خيلي خسته شدم تو رو هم اذيت كردم راستي خاله نسرين لوازام شاياني رو چيده كي باشه لوازم تو رو بچينمي
آرتين دعا كن زودتر روند زندگيمون عادي بشه خسته شدم از رفتن به انديشه از خدا بخواه قبل از بدنيا اومدن تو بتونيم يه خونه توي تهران نزديك محل كارهامون بخريم
عزيزم براي مامان وبراي پيشرفتش دعا كن عزيزم


خاطرات دختر مامي ياسمين يا پريس
Jasmin در این تاریخ در هفته 31 حاملگی است
1387/5/30
همه خاطرات دختر مامي ياسمين يا پريس
دخمل شب زنده دار
گالری دختر  مامي ياسمين يا پريس را ببینید. سلام خانوم خانوما ،

چطور مطوري مامان جونم ؟خوبي عشق مامان ؟

اين روز‌ها ديگه واقعا نميذاري مامان بخوابه .شب‌ها پدر من رو در مياري ،قربون ووروجك بازيات بره مامي ،ولي‌ آخه اگه قرار باشه كه شب‌ها بيدار باشي‌ ،ديگه مامي طفلكي كي بخوابه ؟ مخصوصا كه اگه قرار باشه كه ساعت بيدار بودنت شب‌ها باشه كه ديگه كار مامي زار،البته تو دخترم با ساعت ايران ميخوابي و بيدار ميشي‌ ،الان كه شب تو ايران خوابي‌ ،از ساعت يازده شب شروع ميكني‌ تا ساعت ده صبح ،ووروجك من ،الهي كه قربونت برم مامي جان ،

هفته? ديگه دوشنبه جواب درخواست ويزاي مامان فريده رو ميدن ،تو با دل كوچولوت دعا كن كه به مامان من ويزا بدن ،آن موقع ديگه تا وقتي‌ كه بابايي بياد ما تنها نيستيم ،بعدش هم باز مامان فريده ميمونه پيشمون ،كمك مامي مي‌كنه ،كه شما دخمل نازم رو كمي‌ ترو خشك كنم ،آخه اين روز‌ها كمي‌ ترسيدم كه من تنهايي چطوري شما رو ببرم حموم ،بعدش هم كه قراره من و شما تنها بمونيم ،كي‌ مراقب شما باشه ،وقتي‌ كه مامي بخواد بره دوش بگير ؟ غير از اينها مامان فريده خيلي‌ وارده ،و بيشتر از هر كس ديگيي ميتونه كمك مامي باشه ،اميدوارم كه به حق علي‌ بهش ويزا بدن ،نذر مي‌كنم كه اگه بهش ويزا بدن ،براي ماه رمضون به يك خونواده كمك كنم ،خودت ميدوني كه كيو ميگم ،پس دعا كن .انشاله كه هفت ديگه خبراي خوش مينويسم تو خاطراتت .

شازده پسر خاله ساناز هم هنوز تو دل مامانشه ،و هنوز تشريف فرما نشده ،دعا كن كه خاله ساناز هم به سلامتي‌ و راحتي‌ زايمان كنه ،و زايمانش بدون درد باشه .اذيت نشه .

مامي جونم ،امشب مهمون داريم ،خاله نيكو و عمو علي‌ ميان خونه? ما ،آخه فردا شب پرواز دارن به سمت ايران و امشب ميمونن تورنتو پيش ما ،فردا شب هم قراره كه خاله نوشين و عمو افشين بيان پيش ما ،ونها تا جمعه ميمونن ،ديگه سرمون گرم مي‌شه مامي جان و تنها نيستيم ،بعدش هم روز جمعه وقته دكتر داريم ،ميريم دكتر ،از آنجا هم ميريم خونه? خاله مهناز ،پيش ناديا جون ،ببين مامان ،چه ددري شديم ،خدا رو شكر ،ديگه خدا نخواست كه ما هم تو اين جا غريب بمونيم و برامون كلي‌ فرشته? مهربون فرستاده كه مراقبمون باشن ،بايد از خدا براي اين همه نعمت ممنون باشيم .

خدايا ،ازت ممنونم كه به فكرمي ،ازت ممنونم كه دخترم رو مثل يك فرشته ،يك هديه كوچولو به من دادي ،خدايا ،به حرمت اين بچه? ماصومي كه مسوليتش رو به من دادي ،براي همه? كساني‌ كه آرزوي داشتن اين فرشتهاي اسموني رو دارن ،يك هديه? الهي قسمت كن .براي نوشين ،كه خيلي‌ وقته كه منتظره ،براي فرشته ،براي حميده ،براي سارا ،براي همه? كساني‌ كه انتظارش رو ميكشن ،اين دوران شيرين رو عطا كن ،خدايا ازت مي‌خوام كه روم رو زمين نندازي و دل دوستم رو شاد كني‌ .خدايا ،خودم ،اين بچه ،محمد و همه و همه رو به خودت سپردم ،خودت مراقبمون باش تا تو غربت گرفتار نشيم ،و بچه? سالمي به دنيا بيارم ،امين



خاطرات آرتين
آرتين کوچولوی نسيم در این تاریخ 7 ماه دارد
1387/5/30
همه خاطرات آرتين

گالری آرتين را ببینید. الناز جون تولد دانيال كوچولو مبارك باشهههههه.. برامون عكس بزار.. كاميي رو ببووووس


خاطرات ديبا
ديبا کوچولوی soodeh در این تاریخ 1 سال و 4 ماه دارد
1387/5/30
همه خاطرات ديبا
براي معين الدين گلم...
گالری ديبا را ببینید.

سمانه جون ممنون از لطفت.........گل پسر نازتو از طرف ديبا ببوس ( - :

Image and video hosting by TinyPic


خاطرات اميرمهدي
اميرمهدي کوچولوی ندا در این تاریخ 3 ماه و 23 روز دارد
1387/5/30
همه خاطرات اميرمهدي

Image and video hosting by TinyPic


صفحه 1 از 351      برو به صفحه:



مطالب این سایت تنها جنبه اطلاع رسانی و آموزشی داشته و توصیه پزشکی تخصصی تلقی نمی شوند و نباید آنها را جایگزین مراجعه به پزشک جهت تشخیص و درمان دانست. لطفاً پیش از استفاده از سایت صفحه "شرایط استفاده از سایت" را مطالعه فرمایید. استفاده از این سایت بدان معناست که شما قبلاً صفحه "شرایط استفاده از سایت" را مطالعه کرده و به مفاد آن واقفید.
درباره نی نی سایت | تماس با ما | شرایط استفاده از سایت | رعایت حریم شخصی کاربران
شرایط و تعهدات خرید از فروشگاه | راهنمای ثبت سفارش و خرید از فروشگاه
info[at]ninisite[dot]com
آخرین به روز رسانی: 24/5/1387
نقل مطالب این سایت با ذکر منبع و نشانی اینترنتی سایت بلامانع است.
0.99